|
فال
گرفتن از دیوان حافظ حال و شرایط خاصی دارد که معمولاً هنگامی که افراد دور
یکدیگر جمع شده اند به گرفتن فال می پردازند. در موارد دیگر انسان باید
شرایط روانی خاصی که مقتضای حال باشد داشته باشد. فال خوانی کار هر کسی
نیست. در اغلب موارد فردی که ریش سفید مجلس و مورد احترام دیگران است و از
صدایی دلنشین و سواد کافی برخوردار می باشد، برای فال گرفتن و فال خوانی
انتخاب می شود. شیوه ی انتخاب غزل و فال خوانی نیز دارای آداب و شرایطی
است. گرفتن بیش از سه فال برای یک نفر نشانه ی بی احترامی به حافظ قلمداد
می شود.
در این سایت برای مشاهده فال خود، ابتدا نیت کرده سپس بر روی دکمه ی نمایش فال کلیک نمایید. غزل، تعبیر و امکاناتی دیگر در اختیار شما قرار خواهد گرفت.(در آینده ای نزدیک، به کمک یکی از اساتید، تعبیر دوم انحصاری مخصوص سایت، به تعابیر افزوده خواهد شد.) نیت کننده معمولاً در هنگام تفأل از دیوان حافظ، او را به عزیزترین کسانش یعنی به خداوند و معشوقه اش (شاخ نبات) قسم می دهد. این قسم معمولاً به این شکل ادا می شود: ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی. ضمن اینکه شاید بهتر باشد برای شادی روح حافظ، صلوات یا فاتحه ای نثار نماییم! تشخیص و پذیرفتن خوب و بد از محتوای غزل، بستگی به وضعیت روحی، عاطفی و باور صاحب فال دارد. در هر صورت در هر غزل حافظ بیتی وجود دارد که صاحب فال آن را مناسب آرزو و نیت خود می یابد و همان را به عنوان وصف الحال و جواب حافظ می پذیرد و به آرامش خاطر دست می یابد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ساعت 12:14  توسط اردشیر خلیلی
|
با سلام وسپاس بيكران
چند كلمه اي با دوستاني كه خودشان را سياسي مي نامند واجاز نمي دهند كه كسي از مسايل سياسي حرفي بزند من در وبلاك شخصي خودم كه نه از ايدهاي و نه از گفتمانهاي و خلاصه از هيچ تفكري نه ايرادي داشتم ونه در اون اندازه هستم كه بخواهم اظهار نظر كنم اما در يك سطر كوچك كانديد مورد نظر خودم را به دوستانم معرفي كردم وفاكتور هاي خوب يك نماينده را نوشتم روز جمعه اومدم يك نگاهي به وبلاك خودم كنم كه هم ايمل ويا اگر پيامي دارم بگيرم وجواب دوستان را بدهم ناخدا يك پيامي را ديدم كه بيان نمود چرا نام كانديدت را در وبلاكت نوشتي وچرا بيانيه دادي ومگر تو موكل مردمي وخلاصه ....... عزيزيان من اولا شما فضاوت كنيد كه وبلاك يك پست كوچك شخصي است وهيچ عموميتي ندارد دوما اي كاش اين دوست محترم ميتوانست تفاوت وبلاك وروزنامه ويا رسانه هاي ديگر را كه جنبه عمومي دارند متوجه بشود سوما دوست محترم بدان رهبر معظم انقلاب و تك تك وصيت نامه شهدا مطلبي از سياستزدگي دال بر تنفر دارند ما كه ادعاي سياسي بودن نداريم وهركس فقط اجازه بيان ايده خود را دارد نه من حق دارم ونه تو حق داري سياست دا در دامنت بگيري و اداي اون را داشته باشي در يك جمله بگويم كه وبلاك رسانه عمومي نيست وچرا از يك نامه يا خواسته شخصي دلهره پيدا كردي بيا وهمه سياست براي شما وبدان سياست زدگان جايي در دل مردم ندارند بيا كمي دل به وطن به دين وشرايط خاص انقلاب بسوزان كه سياست زدگان مردند وتاريخ مصرفشان را وزارت بهداشت افغانستان باطل اعلام نمود بيا ايراني اباد وسرافراز بسازيم بيا دست به دست هم دهيم و ايران را كنيم اباد ما سياسي نيستيم ما دين اسلام را مي پرستيم در حد اعلاي خودش
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ساعت 11:42  توسط اردشیر خلیلی
|
یفیت
و نحوه فیلمبرداری این
مجموعه
به قدری جذاب می باشد
که احساس
می کنید واقعا در کنار
محل فیلمبرداری
قرار گرفته اید!
صحنه های بسیار زیبا و بکری از شکار ؛ کمین حیوانات ؛ رازهای طبیعت و مکان هایی در دل کوهها و جنگل ها که به نظر می رسد رسیدن به آن غیر ممکن باشد ! این مجموعه واقعا یک شاهکار حیرت انگیز در زمینه مسایل مختلف حیات وحش است . اکثر شما برنامه های مختلف راز بقا یا حیات وحش را در تلویزیون دیده اید و با این سری برنامه ها آشنایی دارید ولی فرق بزرگی که این محصول ما با محصولات مشابه سایتهای دیگر دارد در کیفیت آن نهفته است. این مجموعه بینظیر درباره زندگی حیوانات ,حیات وحش ,اقیانوسها ,زمینهای سبز ,صحرا و بیابانها, غارها, آبهای آزاد, کشور استرالیا , سرزمینهای قطبی ,جنگلها ,کوه ها, دریاها و مطالب بسیار زیادی به شکل ویژه با استفاده از دوربینهای فوق حرفه ای و تصاویر حیرت انگیزی میباشد که تنها با دیدن آن و میخکوب شدن جلوی این تصاویر و غرق شدن در عظمت مخلوقات خداوند پی به عظمت این مجموعه بینظیر خواه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 18:29  توسط اردشیر خلیلی
|
با سلام و سپاس
اي ملت غيور وهميشه در صحنه ايران ايراني سرافراز اي ملتي كه ابرقدرت دنيا واستكبار جهاني از حضورتان در صحنه هاي انقلاب ترس واصظراب همه وجودشان را فرا گرفته واي ملت شريفي كه حرمت خون جوانان وطن را حرمت ولي امر مسلمين رهبر فرزانه را حفظ نموده ايد در 12 اسفند 1390 روز جمعه همه با هم بار ديگر پشت دشمن ايران وانقلاب اسلامي ايران را بخاك نشانده ودر پاي صندوق راي در اولين ساعات روز حاضر شويم چرا كه اولا خوده حضور دشمن را به حيرت وا ميدارد دوما صرفنظر از اينكه راي خودمان را بنام چه كانديدي بنويسيم همان حضور يعني تبعيت از دستور رهبري سوما چون حضور پيدا نموده ايم وراي را مينويسيم پس بياييد و شخصي را به مجلس بفرستيم كه لايق باشد و مقتدر وتوانا وداراي شرايط خاص وتوانمند در اين بين اگر شما هم مانند ما نام حميد رضا عزيزي فارساني را در برگه راي خود بنويسيد وداخل صندوق بريذيد شك نكنيد كه يك نماينده مقتدر را به مجلس معرفي كرديدايد همه با هم دكتر حميد رضا عزيزي فارساني را حمايت وبه مجلس بفرستيم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 11:34  توسط اردشیر خلیلی
|
اگر شما امروز صبح که از خواب بیدار شدید توانستید به راحتی یک لیوان آب آشامیدنی، چای و … بنوشید، بدانید که در دسته افراد خوش شانس کره زمین قرار دارید. چرا که آمار نشان می دهد یک هشتم جمعیت کره زمین، این قدر ها خوش شانس نیستند و نمی توانند به سهولت به یک لیوان آب آشامیدنی سالم دسترسی داشته باشند.
تا آنجا که بررسی ها نشان می دهد ۶۰ تا ۸۰ درصد از بیماری های رایج بین مردمان مناطق محروم کره زمین از جمله کشور هند ناشی از استفاده از آب های آلوده به جای آب شرب سالم است.
راه های زیادی برای تصفیه آب های آلوده وجود دارد اما به مراتب برای جمعیت محروم هزینه بر بوده و مقرون به صرفه نمی باشد. یک کمپانی به نام Sarvajal یک دستگاه تصفیه کن خورشیدی به نام ATM طراحی کرده و به جمعیت محروم هند عرضه کرده است.
این دستگاه آب آلوده را به کمک فیلتر های نفوذی و اشعه فرا بنفش تصفیه می کند و انرژی مورد نیاز خود را از انرژی نور خورشید که در اغلب نقاط کشور هند به وفور یافت می شود تامین می کند. هر منطقه برای داشتن این دستگاه کافی است که پیش پرداختی را به کمپانی بپردازد و دستگاه را تحویل گرفته و در محل مد نظر نصب کند.
باید گفت که این کمپانی در زمینه ارائه تسهیلات سلامت و بهداشت به مردم هند بسیار فعال بوده و تا کنون ۱۲۰ امکان و خدمت بهداشتی متفاوت به ۶۰ هزار نفر جمعیت این کشور ارائه کرده است. این در حالی است که بهره بردن از این خدمات برای هر خانوادی هندی تنها ۳$ در ماه هزینه در بر دارد.
حتی ارائه پشتیبانی محصولات نیز از سوی این شرکت به بهترین شکل ممکن صورت می گیرد و ساکنین نقاط دور افتاده که امکان استفاده از شبکه لوله کشی آب شرب شهری را ندارند می توانند بدون دغدغه خاطر با کمترین هزینه سالمترین آب آشامیدنی را در اختیار داشته باشند.
پایین بودن هزینه ارائه این خدمات به منبع تامین انرژی دستگاه یعنی خورشید برمی گردد. این نشان می دهد که با نگاهی دقیق به اقلیم محیط زیست و به کار گیری خلاقیت می توان مشکلات بزرگی از زندگی را حل کرد تا رفته رفته همه بتوانند سهمی یکسان از زندگی داشته باشند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ساعت 23:8  توسط اردشیر خلیلی
|
ز مرحوم آيت الله
العظمي اراكي نقل كرده اند كه فرمود: شبي خواب اميركبير را ديدم،
جايگاهي متفاوت و رفيع داشت: پرسيدم چون شهيدي و مظلوم كشته شدي، اين مرتبت نصيبت گرديد؟ با لبخند گفت: خير. سوال كردم چون چندين فرقه ضاله را نابود كردي؟ گفت: نه. با تعجب پرسيدم: پس راز اين مقام چيست؟ جواب داد: هديه مولايم حسين(ع) است! گفتم چطور؟ با اشك گفت: آنگاه كه رگ دو دستم را در حمام فين كاشان زدند؛ چون خون از بدنم مي رفت، تشنگي بر من غلبه كرد، سر چرخاندم تا بگويم قدري آبم دهيد؛ ناگهان به خود گفتم ميرزا تقي خان! دو تا رگ بريدند اين همه تشنگي! پس چه كشيد پسر فاطمه(س)؟! او كه از سر تا به پايش زخم شمشير و نيزه و تير بود! از عطش حسين(ع) حيا كردم، لب به آب خواستن باز نكردم و اشك در ديدگانم جمع شد. آن لحظه كه صورتم را بر خاك گذاشتند، امام حسين(ع) آمد و گفت: به ياد تشنگي ما، ادب كردي و اشك ريختي و آب ننوشيدي، اين هديه ما در برزخ، باشد تا در قيامت جبران كنيم. نظر: بسياري از ما تاكنون داستان ها و حكايات جالبي از توجه و بنده نوازي اهل بيت (عليهم السلام) نسبت به دوستداران و علاقه مندان ايشان شنيده ايم، در حالي كه بنده نوازي اين بزرگواران تنها منوط به دوستداران آنان نيست و بسيار حكايت وجود دارد كه توجه و التفات اين بزرگان، حتي به دشمنان آنان نيز نشان مي دهد كه همه اينها نشان از عظمت و بلندي روح و رفتار الهي ايشان است و اصولاً به همين دليل است كه غيرمسلمانان نيز در دنيا، با شنيدن حكايات و گفتار و اعمال اهل بيت(عليهم السلام) عاشق اين بزرگان مي شدند، به گونه اي كه
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ساعت 22:49  توسط اردشیر خلیلی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ساعت 22:47  توسط اردشیر خلیلی
|
اي بت شكن خامنه ای،آلله سنه ياراولسون ... دشمن لرين خواراولسون،جانوم سنه قربان اولسون
*واكنش رهبري به كاربردكلمات متملقانه براي ايشان *
*امیرقافلهءعشق فرمودند:
اين كلمات مبالغه آميز راحذف كنيد.بنده، وقتي اين كلمات راميشنوم،حقيقتاًمتأذّي ميشوم
ادامه مطلب
نوشته شده در 90/06/13ساعت 13:57 توسط (پاسدار نسل سوم،سبزپوش ولایت)| آرشيو نظرات |
ولائی بودن پیش کش ... اخلاق انسانی را رعایت کنید..
آقای سرپرست درنخستین روزدعوت می شه تاضمن آشنایی بامحیط وکارکنان کم کم کار را تحویل بگیره پیرمرد ابدارچی با اون سن و سال و ریش های سپیدش وارد اتاق میشه تا اولین چایی رو به اقای سرپرست بده/ تا چایی رو در مقابلش می گذاره یک نگاهی به چایی می اندازه و یک نگاهی خشم الود و ناراحت به پیرمرد..(( این چیه ته چایی...!!!))
پیرمرد با نهایت احترام و دلسوزی میگه ..(( اقا اب این منطقه متاسفانه خیلی املاح داره برای همین ته چایی ها یک مقدار رسوب می کنه ...))
حضرت سرپرست حرف پیرمرد تموم شده یا نشده دستوری افاضه می کنه..(( مراقب باش دیگه چایی هایی که میاری رسوب نداشته باشه ...))
روز بعد وقتی اقای سرپرست داشته کارها رو تحویل می گرفته پیرمرد ترسون و لرزون براش چایی میاره هنوز چایی رو روی میز نگذاشته با لحنی عصبی و خشن میگه ..(( اگه رسوب و این چیزها داره اصلا نگذار روی میز ببر اقا ...!!!))
عجب! مدیر ارشد دولت مردمی و ...
اصلا میشه از چنین ادمی انتظار ولایی بودن داشت بابا ولایی بودن پیش کش/ اخلاق انسانی رو رعایت کنید.. باشه اصلا همون اخلاق انسانی که توی ماموریت چند سالتون توی اسپانیا یاد گرفتید نه اخلاق انسانی اسلامی که شاید دیگه براتون جذاب نباشه ...
ادامه مطلب
نوشته شده در 90/11/20ساعت 20:0 توسط (پاسدار نسل سوم،سبزپوش ولایت)| 9 نظر |
ایکاش فکری برایش بکنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نمی خواستم وبم را حالا حالاها به روز کنم! اما،شد دیگه...
***
از دیشب دل تو دلم نبود.دلم برای اینکه صدای آقاراازنزدیک بشنوم، یک ذره شده بود.اما وقتی به سرت بزند که باوسیله نقلیه عمومی بروی، این می شود که بخشی از خطبه اول رابایدبارادیوگوش بدهی!آن هم رادیوی ضایع موبایت...
دلم تنگ شده بود برای اینکه در بین صف ها بگردم و یک گوشه دنج را پیدا کنم برای نشستن که چند قدم جلوترم درختی باشد و گنجشک هایی روی شاخه هایش در حال بازی.
دوست داشتنی ست پیچیدن صدای گنجشک ها میان صحبت های آقا و تماشای بازی آنها. اما دوست داشتنی تر وقتی ست که ببینی هنگام شعار دادن و تکبیر گفتن به جای اینکه از روی شاخه ها بپرند و بروند، صدای شان را بلند تر می کنند و بلندتر می خوانند، گویی آنها هم با مردم تکبیر می گویند و شعار می دهند، با تمام وجود.
این بار هم همان گوشه دنج و درخت و گنجشک هایش نصیبم شد البته کمی متفاوت و آن اینکه، درست زیر درخت بودم! و من بودم و کمی دلهره که نکند گنجشک ها از آن بالا کار دستم بدهند و متبرکم کنند!!!
نماز جمعه این هفته شاید یکی از بهترین هایش برایم بود، بماند...
چقدر دوست دارم زمانی را که آقا، با قدرت تمام از موضع بالا با غربی ها صحبت می کنند...
دلنشین بود لحن شان، زمانی که گفتند می گویند تمام گزینه ها روی میز است!
اما امروز3جا دلم بدجوری گرفت؛
زمانی که آقا گفتند شهادت مصطفی روشن، دل ما را سوزاند...
دیگری؛ گلایه آقا از اسراف و مصرف زدگی.
وآخری هم کسالت مادر سرورمہ(کیقبادی)
خیلی ازمابه آن دچاریم. مورد دومی(مصرف بیجا و اصراف)را عرض میکنم
مدام در حال خرید و تنوع! مدام به فکر مارک و متفاوت بودن...
آنقدر زیادشده است این سنت بد که خیلی کم به نظرمان می آبد و وقتی کسی نقدی می کند، می گوبیم این کجایش اسراف است؟!
ایکاش فکری برایش بکنیم، اول از همه، خودم...
درآخر از همهءرفقا و دوستان گلم تقاضا میکنم که برای شفای عاجل آن مادر زحمت کش دعای خیر بفرمایند
اللهم اشف کل مریض...
نوشته شده در 90/11/17ساعت 10:37 توسط (پاسدار نسل سوم،سبزپوش ولایت)| 60 نظر |
"احمدی نژاد"سپر ولایت می ماند
"احمدی نژاد" واژه ای است که تداعی گر اوج ونهایت بروز "ولایتمداری" در شخصیت یک فرد است،واژه ای که هر انسان منصف و آزادی خواه و عدالت طلب،صرف نظرازمحدوده جغرافیایی،باشنیدن آن،تصویری ازیک فرددرذهنش نقش می بنددکه باتمام وجود،خودرا"مالک وار"برای دفاع ازحریم ولایت،سپرقرار داده ودرهمه امور کشور داری، بر مدار ولایت حرکت می کند. "عدالت" واژه ای دیگراست که باروی کارآمدن دولت مردمی وعدالت محوردکتراحمدی نژاد به معنای واقعی خود حیات دوباره پیدا کرد، "واژه ای" که متاسفانه تا قبل از 84، خیلی ها فقط آن را در حد شعار مطرح کردند اما احمدی نژاد با شجاعت تمام و مثال زدنی و با اعتقاد کامل آن را در همه بخش ها اجرایی کرد؛ او برای اجرای این مهم، بسیاری از ساختارها و مرزها را شکست و از همین روی بود که برخی جریان ها و صاحبان قدرت و ثروت با در خطر افتادن منافع شخصی و گروهی، کینه و عداوت در دل گرفتند و در مسیر حرکت دولت نهم و دهم، چوب هایی لای چرخ دولت عدالت محور گذاشتند تا بلکه بتوانند آن را از حرکت باز دارند یا اینکه به زعم خود با خود همراه سازند. اشتباه این جریان ها از اینجا ناشی می شد که آن ها "خاستگاه" واقعی احمدی نژاد را درک نکرده و به عمق شخصیت او واقف نبودند؛ البته احمدی نژاد در این سال ها به کرات و به صراحت گفت که هیچ بدهکاری به احزاب و گروه ها ندارد و تنها وامدار مردم است. در این مقال کوتاه اشاره وار نقشه های این جریان مدعی برای تخریب دولت را مطرح می کنیم: 1- احمدی نژاد امروز نگران از دست رفتن دستاوردها و آرمان های بزرگ و بی شماری است که با همت و شجاعت او یاران با وفایش و البته به پشتوانه حمایت های ولی زمان و همراهی های مردم عاید نظام شده و نظام اسلامی را به قله های افتخار نزدیک کرده است. 2- جریان نقابدار و به ظاهر مدعی ولایتمداری برای رسیدن به اهداف خود، رییس جمهور ولایتمدار را که تنها اتهام او حرکت بر مدار ولایت است، به ضدیت با ولایت مطلقه فقیه متهم کرده و به مدد رسانه های در اختیار، هجمه سنگینی را علیه شخص رییس جمهور و دولت مکتبی و یاران او وارد فاز جدید و جدی کرده است. 3- احمدی نژاد در طول این سال ها ثابت کرده که یک تنه در برابر همه دنیای استکبار و معاندین داخلی که سعی در انزوا کشیدن او و دولت اش را دارند، شجاعانه ایستاده است. اما هجمه های متراکم و انباشته جریانی به ظاهر مدعی اصولگرایی، امروز از حد و حدود فراتر رفته و می رود تا مطامع حزبی و شخصی این جریان، فتنه جدیدی را برای نظام به راه بیاندازد. 4- مشکل امروز دولت ولایتمدار امتیاز ندادن به جریان و افرادی است که با فرارسیدن انتخابات آینده مجلس، وحشت زده و بدون هیچ ملاحظه ای تلاش دارند کرسی های از دست رفته خود را در مجلس آینده "پیش خرید" و یا تضمین کنند؛ آنان به خوبی دریافته اند که اقبال عمومی به رییس جمهور و دولت عدالت محور، بویژه پس از اجرای موفق قانون هدفمندی یارانه ها به حدی زیاد شده که هیچ شعاری غیر از شعارهای دولت مهرورز، توان جذب آن را نخواهد داشت. 5- سخن امروز احمدی نژاد با بد اخلاقی های خواص دوپهلو و مصلحت اندیش است که هیچ زمانی حاضر نشدند مکنونات قبلی خود را آشکار سازند؛ این جریان و افراد برای حفظ ظاهر، خود را مدافع و تابع ولایت معرفی می کنند و با یک نقشه شوم بدنبال وانمود کردن تقابل احمدی نژاد با ولایت هستند، حال آنکه هدفی جز این ندارند که احمدی نژاد راکه امروز "خاکریز" است از پیش رو بردارند و بعد سراغ ولایت بروند. قضایای اخیر یکی از وزارتخانه ها، بهانه است؛ اصل موضوع آن چیزی است که تیتر وار برشمرده شد و البته خیلی موارد دیگر که در این وجیزه نمی گنجد. اما "احمدی نژاد" امروز باز هم به خاطر ولایت می آید و "سپر ولایت" می ماند تا مدعیان مصلحت اندیش،برای ضربه زدن به ولایت مسیرراهموار نبینند.
نوشته شده در 90/11/13ساعت 17:37 توسط (پاسدار نسل سوم،سبزپوش ولایت)| 11 نظر |
نامه یک آقازاده به پدرش
بسم الله الرحمن الرحیم به قول سهراب،به اندازه یک ابردلم میگیردوقتی یادکلاس اول دبستان علیرضامیافتم با خودم میگویم یعنی او هم وقتی کلاس اول برود، زمانی که معلم میخواهد به او یاد بدهد که بنویسد " بابا "، او هم مثل پسر شهید اسدی، چند روزی تب و لرز میکند؟! او هم نمیتواند بابا را بخش کند؟! باخودم گفتم حتمازمانی که کلمه"بابا"را یادبگیردبه رسم کلاس اولیهابرسرمزارپدرمیرودوشیرینی پخش میکند و بعد تکیه میدهد به دیوار کنار قبر. رو به گنبد امامزاده مینشیند و به مادر میگوید از زبان او برای پدر نامه بنویسد. نامهای ازجنس همان نامهای که سالهاپیش خانوادهاش به رهبرنوشتهبودند. نامهای که نویسندهاش نه سرداراست ونه سهمخواه نظام،نه روشنفکراست ونه لندننشین. نامهای که قلمش سمی نیست وحواسش به ترمزهایش است وبه قولی لنت ترمزش آزبستی*نیست! نامهای که هم سلام داردوهم والسلام.نامهای که یک آقازاده اصیل به پدرش می نویسد. *** به نام خدا سلام مصطفیِ"آقا" سلام بابا! بابا!کم کم من هم دارم واردعرصه علم می شوم،میخواهم به قول مادربزرگم عمل کنم.میخواهم مثل خودت نخبه شوم درسنگرعلم. میخواهم به رسم خودت که در خیابان گل نبی،گُلی شدی برای رهبر،من هم گلی شوم برای او. آن روزکه کلمه مادررایادگرفتم،دفترم تاب نیاورد این واژه را. بس که او مثل کوه محکم و استوار است. صفحه های کاغذ دفترم نمی توانست یک کوه رادرخودبگیرد. امروزهم که"بابا"رایادگرفتم،بازدفترم،گنجایش نوشتن نداشت. آخر نمی شدبابارادر برگه اش نوشت.هرچه کردم،بازهم صفحه کم می آمد. آخر میدانی چرا؟! وقتی رفتم کلاس اول، مادر به معلمم گفت،سیدمجیدقبل از یاد گرفتن کلمه بابا،باید چند واژه دیگر را یاد بگیرد، اول "خامنه ای"،بعد"ما"وبعد"است".امامعلم گفت نمیشود. گفت آموزش این کلمهها ترتیب دارد.برحسب سن وتوانایی بچهها چیدهشدهاست. معلمم یادش نبود که من فرزند یک پاسدارم.او یادش نبودکه پدرم درسن کم ودراوج جوانی یک ردهءسپاه بودکه دشمن تاب نیاورداووامثال اورا. مادر،خودش درمنزل به من اینهارایادداد. اول"خامنه ای"،بعد"ما"وبعد"است".وقتی این هاراخوب یادگرفتم،به من گفت: حالا نوبت "بابا"ست. اما یادت باشد وقتی قراراست بنویسی بابا، آن را این طور مینویسی: بابای ماست خامنهای... امروزتازه فهمیدم،اصرارهای مادررابرای یاد گرفتن آن کلمات. امروز در مدرسه من بغض نکردم هنگام نوشتن کلمه بابا! اما دفترم بغض کرد! آخر هر چه میکردم، صفحه کاغذم کوچک بود برای نوشتن. کاغذ میلرزید از عظمت این نام... بعدازمعلم اجازه گرفتم وبرروی تخته کلاس بزرگ نوشتم"بابای ماست خامنهای" پی نوشت: * آزبست یک ماده سمی وسرطان زاست که درلنت ترمزبرخی ماشین هاوجوددارد.
نوشته شده در 90/11/10ساعت 21:57 توسط (پاسدار نسل سوم،سبزپوش ولایت)| 23 نظر |
با بچههای جبهه پایداری تا حدي همدلم اما...
برای چون منی، تکلیف با فتنه و اصلاح طلبها و انحرافیها و رفسنجانیستها و حتی با راستیها مشخص است. با بچههای جبهه پایداری تا حد زیادی همدلم ولی وقتی حرفهایشان را (مثلاً همین جزوهای که اخیراً صدا کرده) میخوانم، میبینم که همفکر نیستم. حرفهایشان درست و غلط و مشکوک و افراط و تفریط و ... را در هم پیچیده و معجونی است که آدم در مقابلش میماند چه باید بکند! بعضی کسانی که در رأس هستۀ تصمیمگیر پایداری قرار گرفته اند، نه این که آدمهای بدی باشند! نه! ولی فاقد عنصر مهمی به نام "تعادل" هستند. اشکال کوچکی نیست. حقیقتاً آدم دلش نمیآید که سکان هدایت جریانی به عظمت و عمق "جریان سوم تیر" در دست این برادران باشد با این مشی و خصلتها و سلیقهها! زمانی نوشته بودم که احمدی نژاد دیگر نمایندۀ سیاسی ما نیست و ما باید به دنبال نماینده سیاسی جدیدی بگردیم. جبهه پایداری میتوانست این نماینده باشد. امّا ... جبهه پایداری جبهه نشد، محفل شد. سوم تیر بزرگتر از آن است که زمامش به دست یک محفل بیافتد. و البته تنها نقطۀ روشن حضور علامه مصباح است که طبیعتاً حضوری است نظارتی و ارشادی. خطر این است که هزینه این سلیقه و منش از سرمایۀ اعتبار ایشان پرداخته شود و ... از سوی دیگر، به نظرم میرسد رفقای رهپویانی-ایثارگرانی الان مواضع عمدتاً درستی دارند. شاید بتوانم بگویم با آنها همفکرترم ولی ... خب! همدل نیستم. بی تعارف چون «سوم تیری» نیستند. این اشکال کوچکی نیست. هر دو گروه به شیوهای که فقط تداعیگر عصبیتهای قبیلگی است، با یکدیگر خصومت دارند. خصومتی به شدت ناموجّه و بی معنا. و این خصومت را به شیوهای مشابه اعمال میکنند. متلکهای متقابل جهان و رجا به هم را ببینید! این آن را متهم میکند به توهین به ایت الله مهدوی کنی و درباره اخلاق سیاسی خطابه میدهد، در حالی که جزوۀ کذایی حرف بیربط کم ندارد ولی هیچ جایش توهین به آقای مهدوی نیست. آن این را متهم میکند به توهین به علامه مصباح. در حالی که نامۀ کذایی هم با این که نوع انتشارش در رسانههای دوستان صادقانه نیست و پنهان شدن در پشت نام دانشجویان دانشگاههای تهران خیلی بیمزه است (در حالی که اظهر من الشمس است که فضای دانشجوهای حزب اللهی با جبهه متحد سازگاری ندارد و بیشتر گرایشش به پایداری است)، اما به هیچ وجه توهین به استاد مصباح نیست. این آن چیزی است که آدم را کلافه میکند. ممکن است کسی بگوید: حالا که چی؟ خب با هیچ کدام همدل و همفکر نباش! چه مرگت است؟! شایددوستمان راست میگوید.اتفاقاً چنین موضعی در عرصه سیاسی داشتن خیلی باکلاس است: با هیچکس نبودن و از یک نقطه برج عاج همه را "نقد درون گفتمانی" کردن! ولی بدبختی اینجاست که من اصلاً به ایفای نقش روشنفکری و –به اصطلاح- نقد درون گفتمانی (؟!) معتقد نیستم. کاری که باید کرد "عمل سیاسی انقلابی" است. عمل سیاسی انقلابی راازبرج عاج نمیتوان انجام داد.بایددرون جریان بود. اینها که تا حالا نوشتم، همه حاشیه روی بود برای اینکه برسم به متن. انگیزه اصلی که باعث شد این وبلاگ به روز شود پرسشی است که در ادامه میآید. *** من اینجا کاری به این ندارم که حرفهای آقای افروغ در آن برنامه تلویزیونی درست بود یا نه؟ و نیز به اینکه اگر مشکلی در کار بود به محتوای حرفها بر میگشت یا به لحن و شیوۀ بیان آنها یا به سوابق و مواضع گوینده؟ من فقط میخواهم از برادران جهان نیوزی که راه به راه مطلب زدنددرستایش ازسوابق افروغ ودرستی وصحت مواضع اوواین که چقدرآزاداندیشی خوب است و ...، یک سؤال بپرسم.سؤال را برای این نمیپرسم که جواب بدهند،برای این مینویسم که اگراحیاناً اینجارامیخوانندفقط به آن فکر کنند. اگرهمین مواضع،باهمین لحن ودرهمین برنامۀ تلویزیونی،نه توسط آقای دکترعمادافروغ که توسط ...(حالا نمیگم علی اکبر جوانفکر که کلاًآدم بیربطی است!) مثلاً توسط استاد خوب مردم شناس ما، آقای دکتر ابراهیم فیّاض گفته شده بود، رفقا با آن چه معاملهای میکردند؟ آیا باز هم بحث آزاد اندیشی به میان میآمد؟وسوابق انقلابی وبچه رزمنده بودن دکترفیاض رایادآوری میکردند؟ یا خوراکش تیترهایی از قبیل «اهانت یکی از منسوبین جریان انحرافی به ولایت فقیه(!!)» و «تئوریسین جریان انحرافی در سیمای ملّی چه میکند (!!!)» و امثال اینها بود؟ آیا تا فیها خالدون یکی دو مصاحبهای که او در حمایت از احمدی نژاد و مشایی کرده است، را در نمیآوردید؟ آیا ... من قصدایراد اتهام ندارم.سؤالی کردم. امیدوارم اگر این سؤال متضمن چنین چیزی بود،به بزرگواری ببخشید.امااگرامکانی برای تأمل فراهم کرد،ماراازدعای خیرفراموش نفرمایید. پی نوشت: لازم است چون اشاره شد همین جا توضیح دهم که اتهام ارتباط با جریان انحرافی که بعضاً در افواه به آقای دکتر فیاض نسبت داده میشود، با شناخت نزدیکی که از ایشان و سلوک و مواضع شان دارم، اتهام ناروایی است. البته بنده هم در مقام یک شاگرد پارهای از مواضع ایشان درباره حضرات را نمیپسندم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ساعت 22:44  توسط اردشیر خلیلی
|
و در چهره ی او می نگریستی که، اگر چه بسیار زیباتر، اما چهره ای چون من و
تو داشت؛ دو چشم داشت و دو گوش و دو بینی و مِنخرین و دهان و سر و گردن و
پا و دست. و آن غفلتی که ملازم با حیات عقلانی است، اجازه نمی داد تا
دریابی که چشم در «مظهر اسم روح الله» دوخته ای؛ به حقیقت و نه بر
مجاز.....
غفلتی لاعلاج تو را در بر گرفته است و رهایت نمی کند؛ زمان و مکان و مشتی اعتبارات ما و منی. و هر چه تلاش می کنی به که به قلبت برسانی :«چه نشسته ای؟! این خود اوست، دست در دامنش کن و فنا شو در وجود او که فانی فی الذات است؛ یا الله بجنب!» و آن همه در غفلت ماندیم تا اجلش سر رسید و بساط ظهورِ شخصی «اسم روح الله» از جهان فانی بر چیده شد و در عالمِ سایه ها، سایه ای از او بر جای نماند جز مشتی یاد و یادگار... و حالا ما قصد کرده ایم از زیر و رو کردن این یادگارها پی به حقیقت وجودی ببریم که روزی در میانمان بود، با ما سخن می گفت و چشم در چشمانمان می نگریست و در نیافتیم که این مسافر، «عرشی» است و یک دو منزل نزول یافته تا ما خاک نشینان را به عرش بخواند و دیر یا زود باز خواهد گشت...
منبع: کتاب فردایی دیگر ادامه دارد.... -------------------------------------------------------------
به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است سهراب سپهری
برچسبها: امام روح الله, امام خمینی, دهه فجر, انقلاب, شهید, شهادت, شهدا, 22بهمن, شهید آوینی, امام خامنه ای, رهبر انقلاب, فردایی دیگر, حضرت محمد, ص, امام صادق, ع لينک مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ساعت 22:24  توسط اردشیر خلیلی
|
با سلام و عرض ادب
به استحضار دوستداران ايران وايراني ميرساند كه امروز همگان شاهد بوديم كه چگونه ملت شريف ايران دنيا را به حيرت انداخته و گوش بفرمان ولي امر مسلمين هستند و از زن ومرد كوچك وبزرگ جوان ونوجوان در 33 سالگرد پيروزمندانه انقلاب را با شكوه خاص جشن گرفته وابر قدرت خيالي دنيا را و استكبار جهاني به سردمداري استعمارگر پير را به زانو دراورده وحتي رسانهاي تحت امر خودشان نيز به اين حضور ميليوني مردم هميشه در صحنه ايران به حقيقت گويي وا داشته اين حضور را به رهبر معظم و خانواده شهدا ومردم ايران تبريك و در عرصه انتخابات در حوزه انتخابيه شهرستانهاي اردل فارسان كيار وكوهرنگ در بين كانديداي موجود در صحنه انتخابات كانديد اصلح ما اقاي دكتر حميدرضا عزيزي فارساني كه دارايي مولفه هاي خاصي كه بتواند مجلسي مقتدر وتوانا داشته باشيم به مجلس شوراي اسلامي ايران معرفي وبا اراي بالا وحضور در پاي صندوق راي ودشمن را كور نماييم
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ساعت 17:18  توسط اردشیر خلیلی
|
قافله بار ایکُنه دلم وِ بارس چی
باری سرِ دلُم گَرت و غُوارِس
قافله بار ایکُنه زِ شاه خراسو دلم چی چاله تشی مَندِه وِ جاسو تش سُهری وِ دلُم زیدی وُ رَهدی مر وَ دی بی بسی تشی ویدی و رهدی ز گتند تا دشتِ اوبید تا عقیلی همه جا سوز آویده سوزِ قصیلی همه جا سوز آویده غیر اِز دلِ مو ای گِره نِه کی گُشه زِ مشکلِ مو زِ گُتند زَدُم وِ دَر تا شیخ سلیمو تا قیامت یادُمِ او عهد و پیمو زِ گُتند زَدُم وِ دَر تا پُل پرزین پُرِ لام گُل باوینُه پُر ِ دلُم خین
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۰ساعت 16:38  توسط اردشیر خلیلی
|
ختیاری ها پیوند
دیرینه با ادبیات دارند
وحید خلیلی اردلی: نشانه
ها و شناسه هایی آشکار و پررنگ در میان ادبیات شفاهی و فولکوریک بختیاری
وجود دارد که به روشنی نشان می دهد بختیاری ها پیو چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۰۵
وحید خلیلی اردلی گفت: نشانه ها و شناسه هایی آشکار و پررنگ در میان ادبیات شفاهی و فولکوریک بختیاری وجود دارد که به روشنی نشان می دهد بختیاری ها در تمام سطوح حیات اجتماعی خویش پیوند دیرینه و عمیقی با شعبه های گوناگون ادبیات مثل قصه، داستان، ضرب المثل و شعر داشته اند. وحيد خليلي اردلي نويسنده و پژوهشگر بختیاری در گفتگو با آژانس خبری بختیاری (اینبا نیوز) در این باره افزود: وجود گنجینه ی عظیمی از مثل های سائره و داستانک های جاری در گفتمان قدیم و جدید بختیاری ها نشان می دهد که مردمان این تبار، بسیارخوش قریحه و ذوق بودند و باورها و آیین های خویش را به تار و پود هجاهای دیرین و شیرین خود گره می زدند و آنان را سینه به سینه به نسل های امروزی رسانده اند. وی غلبه فرهنگ گفتمانی بر فرهنگ نوشتمانی را ازعادت کهن ایرانیان دانست و تصریح کرد: بختیاری ها نیز همین عادت را به صورت پر رنگ تر دارند، اما در خصوص ادبیات مکتوب، یا مکتوب شدن آثار ادبی بختیاری کم کاری شده که خود ریشه درعلل گوناگون دارد که غور و وارسی این موضوع نیاز به زمان و مجال دیگری دارد. وحید خلیلی اردلی در ادامه گفت: شعر و ادب بختیاری را باید از دو منظر دید، یکی آثاری با گویش بختیاری و دیگر گویشورانی با تولیدات ادبی به زبان قومی و ملی که در عرض و طول این منظر باید پژمان بختیاری، داراب افسربختیاری، ملا زلفعلی کرونی و دکتر قیصرامین پور، علی صالحی، و دیگر بزرگان را با هم دید و سنجید. وی خاطر نشان کرد: گنجایش آوایی، هجایی، زبانی و نیز معنایی و معنوی در عمق جان و تن این تبار به قدری سترگ بوده و هست که در شکار هیچ تصویری شاعرانه یا سخنی حکیمانه یا هشداری آسمانی و اخلاقی و نیز رویکردهای اعتراضی به اوضاع اجتماعی و سیاسی، جا نمی مانده و نمی ماند، هرگاه شاعران و سخن سرایان بختیاری به عرصه ادبیات وارد می شدند، به معنای حقیقی کلمه، شاعری می نمودند. وحید خلیلی اردلی در بیان این ادعا گفت: کافیست نگاهی گذرا به شعر پژمان یا زبان فاخر قیصرامین پور یا ترانه های علاء الدین بکنید تا صدق ادعا اثبات شود. وی با بیان اینکه به لحاظ ریخت برون متنی شعر بختیاری باید تا حدود زیادی بین ترانه ها و دیگر اشعار تفاوت قائل شویم ابراز داشت: ترانه های بختیاری چه آن ها که شناسنامه دارند و چه ابیات بی شماری که بی هیچ نشانه ای و نام خالق اثری در بین مردم جاری و پرکاربرد بودند از نظر بار موسیقیایی و نیز کیفیت هجاها گویای قدمت ودیرینگی این شعبه ی ادبی در میان این تبار است. وحید خلیلی اردلی افزود: ادبیات قومی در میان اقوام ایرانی از بسیاری جهات، چه درون متن و چه برون متن وجوه مشترکی دارند و هر کدامشان به سوی زبان و شاعرانگی ملی و حتی جهانی و زبان مشترک شعر، بیشتر مایل شدند ماندگارتر شدند و گرنه در حد و مرز ولایات و ایلات خود باقی مانده اند و این موضوع می بایست فراروی شاعران قومی و نیز شاعران شیرین سخن بختیاری باشد تا شعرشان پویاتر و بالنده تر از قبل شود. وی با تاکید بر نقش فضای سایبر در نمود هر چه بیشتر شعر بومی تصریح کرد: شعر بختیاری و نیز شعر لری با همان گویش، باید از پستوی هجاهای بومی بیرون بیاید و خوشبختانه دنیای مجازی این فرصت با ارزش را فراهم کرده تا تمامی کسانی که می خواهند در این حوزه قلم بزنند و قدم بگذارند آثار خود را عرضه کنند که در این راستا شاعران و اهالی قلم بختیاری هم به قدر نیکو و نه مطلوب وارد شدند. خلیلی اردلی در ادامه اظهار داشت: نکته ای که بسیار به رونق شعر محلی ما کمک می کند موضوع برگردان شعر به فارسی است و هر شاعری بهتر و بلکه لازم است شعر محلی خود را خودش ترجمه کند و همراه با ترجمه آن عرضه کند. شعرمحلی را باید به بازار نقادی و چکش کاری ادبی ملی رساند، ما باید شعر محلی خود را به هر طریق که شده به دست منتقدان ادبی و شعری بزرگ کشور برسانیم تا توسط ایشان نقب بخورد و نقد شود در غیر این صورت هم شعرما در حصار زاگرس می ماند. وی افزود: من در سال قبل تنها یکی از غزل واره های مرحوم علاء الدین را با ترجمه ی آن ضمن تحلیل مختصری معرفی کردم و آثار مواجهه ی با آن را به وضوح دیدم و حتی برخی دوستان که از منتقدین بنام ادبی کشورهستند سخن و شعر ایشان را ستودند و تحسین کردند. وحید خلیلی اردلی ضمن تاکید بر نقش دستگاه های دولتی در پویایی شعر بومی خاطر نشان کرد: نکته ی بسیار اساسی تر برای معرفی قابلیت های شعر و ادب بومی و به تبع آن بختیاری، برمی گردد به همت دولت مردان و بخصوص دستگاه های متولی ، دانشگاه ها و وزارت خانه های مربوط و مهمتر از همه شورای عالی فرهنگی است، به نظرم باید ادبیات بومی یا ادبیات اقوام ایرانی در دانشگاه ها مورد پژوهش و تدریس قراربگیرد، چه اشکالی دارد ادبیات اقوام ایرانی را به عنوان یک رشته تحصیلی یا به عنوان چند واحد درسی دردانشگاهها تدریس شود. وی در تشریح این موضوع افزود: در این صورت به طرزی رسمی و دانشگاهی یکی از حلقه های ادبی ایرانی ما که به راحتی نمی تواند در سطح ملی قد بکشد و خود را می نمایاند به این صورت از دل ادبیات تطبیقی اقوام، گوهر های اصیل ایرانی با رنگ و ریخت بومی در دو حوزه ی لفظ و معنا معرفی می شود و برکات آن به کلیت ادبیات فارسی کمک می کند. وحید خلیلی اردلی در پایان گفت: شناختن لایه های مختلف ادبیات اقوام، درحقیقت شناخت عمیق تر ادبیات فارسی است زیرا ادبیات اقوام ایرانی گاه به عنوان ریشه و گاه در شکل شاخ وبرگ با ادبیات ملی ما ارتباط دارد، از همین رو کالبد شکافی بطون مختلف ادبیات اقوام ایرانی و بخصوص ادبیات لری و بختیاری راه را بر شناخت زوایای ناشناخته ادب ایرانی و فارسی هموار می کند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۰ساعت 16:32  توسط اردشیر خلیلی
|
رحیمی و توکلی یکدیگر را به شکایت تهدید کردند+متن کاملی نامه رحیمیدرپی اقدام دفتر معاون اول رئیس جمهور در انتساب موارد متعددی از تهمت و افترا به دکتر احمدی توکلی، این نماینده مجلس در گفتگو با خبرنگار مهر به سوالات مرتبط با این تهمت ها پاسخ داد. به گزارش قدس آنلاین ، توکلی در ابتدای این گفتگو تاکید کرد: تهمتهایی که آقای رحیمی منتشر کرده است، تازگی ندارد. قبلا هم سایتهای حامی وی به تفصیل و با انعکاس به زعم خودشان تصویر اسناد چنین تهمت هایی نشر داده بودند که همان زمان به مقدار ضرورت پاسخ داده شد. توکلی ادامه داد: این تهمت ها نشان می دهد سر منشاء تهمت های قبلی که توسط سایتهای بی نام و نشان منتشر می شد نیز خود آقای رحیمی بوده است. من علیه آن سایتها شکایت نکردهام و قصد شکایت از آنها را هم ندارم ولی حالا علیه آقای رحیمی شکایت میکنم، تا دستگاه قضا به این دعاوی رسیدگی و حکم صادر کند. توکلی با یادآوری این که این تهمت ها با این هدف مطرح شده تا کسی جرات نکند پرونده اتهام فساد اقتصادی رحیمی را پی گیری کند، تاکید کرد: دروغ پردازیهای رحیمی مرا از پیگیری پرونده وی باز نمیدارد. او اتهامات زیادی دارد که سه قاضی عالیرتبه توجه اتهامها را به وی تایید کردهاند و موضوع را به آقای رئیس جمهور هم گزارش کردند. درخواست مجدانه من این است که آقای رحیمی هم مثل هر ایرانی دیگر وقتی نامش به عنوان متهم در پرونده ای می آید، باید به محضر قاضی برود و به اتهامات خویش پاسخ دهد نه آنکه با فشار بر قوه قضائیه و تمهیدات، بازپرس را وادار کنند به خدمت وی برسد. دکتر
توکلی در ادامه این مصاحبه به تهمتهای مطرح شده از سوی رحیمی پاسخ داد. توکلی درباره تهمت معاون رئیس جمهور حضور فقط 11ماه وی در انگلستان برای اخذ مدرک دکتری گفت: این آقایان که به اسناد و مدارک دولتی دسترسی دارند از اداره گذرنامه ریز سفرها و دوره اقامت مرا بگیرند و منتشر سازند. وی افزود: قبلا به قصه سرایی رحیمی درباره ارز هم پاسخ داده شده است. اگر انعقاد قرارداد تدوین کتابی درباره اقتصاد سنجی پیشرفته آن روز، و دستمزد ارزی آن نبود نمیتوانستم سال آخر را به پایان ببرم. این کتاب با عنوان سری های زمانی، همگرایی و همگرایی یکسان در سال 1376 توسط موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی منتشر شد. توکلی همچنین درباره زمین و مجتمع آموزشی معلم گفت: زمین آموزشی را سال 68-69 به قیمت روز و تعرفه آموزشی از بنیاد خریدیم که با توصیه مقام معظم رهبری قسطی بهایش را بدهیم. حتی یک متر مربع آن زمین متعلق به کسی نیست و تمام مجتمع اعم از زمین و ساختمانش وقف است و اساسنامه وقف نیز در سایت مجتمع معلم (moallem.sch.ir) در معرض رویت همه است. وی ادامه داد: علت عنایت رهبری هم اطلاع از نیت موسسان مجتمع بود. الان هم این مجتمع خوش نام، با شهریهای که دولت تعیین میکند خدمت میدهد نه بیشتر. نماینده مردم تهران در مجلس درباره چاپخانه مورد ادعای رحیمی توضیح داد: درباره تهمت چاپخانه گرفتن من هم که آقای رحیمی به استناد گفته آقای سعید حجاریان تکرار کرده است، همچنانکه قبلا در مجله شهروند پاسخ داده شد، این تهمت مطلقا دروغ است. من تمام کمکهای نقدی و غیر نقدی دولت به روزنامه فردا را در صفحه اول دو شماره آخر آن روزنامه به اطلاع عموم رساندم که آنچه از آنها باقی مانده بود، صرف بازپرداخت بدهیهای ناشی از تاسیس روزنامه شد که بخشی از بدهی را نیز با کمک دوستانم تادیه کردم. اگر آقای رحیمی راستگو بود، در این مورد به جای استناد به قول آقای سعید حجاریان که معلوم نیست از کی برایشان مخبر صادق شده است، به اسناد وزارت ارشاد مراجعه میکردند. توکلی در پایان تاکید کرد: انشاءا... روز یکشنبه از آقای محمدرضا رحیمی و انتشار دهندگان این تهمتها رسما شکایت میکنم. این بهترین راه است و باعث می شود تکلیف این تهمت ها توسط مرجع بیطرف قضایی روشن شود. نماینده تهران یادآوری کرد شکایتهای آقای رحیمی علیه من و آقای دکتر نادران مبنی بر اینکه ما گفتهایم او دکتری ندارد و به دروغ خود را دکتر مینامد و از این عنوان سوء استفاده کرده است، به قرار منع تعقیب منجر شده و در واقع صحت ادعای ما با تایید قاضی رسیده است. در تهمت های ایشان هم، ارجاع موضوع به دادگستری و قاضی بهترین راه است تا دروغگو رسوا شود. لازم به یادآوریست دفتر معاون اول رئیس جمهور روز چهارشنبه با انتشار نامه ای، دکتر احمد توکلی را به رانتخواری، زمین خواری و سواستفاده از اموال دولتی و... متهم کرده بود. این نامه یک روز پس از آن منتشر شد که دکتر توکلی در جمع دانشجویان در مشهد از فشار بر قوه قضائیه و اجرای تمهیدات برای اینکه بازپرس پرونده فساد برای بازجویی از رحیمی به نزد وی برود، به شدت انتقاد کرده و تاکید کرده بود رحیمی هم مانند هر متهم دیگر باید خودش شخصا با دریافت احضاریه، در دادسرا حاضر می شد. اقای توکلی: چگونه از اعتبار و جایگاه مقام معظم رهبری سوء استفاده نموده اید؟ شایان ذکر است در پی اظهارات توکلی دفتر رحیمی در نامه ای به توکلی اظهارت وی را رد کرده و وی را متهم به توهین، افتراء، نشر اکاذیب و به قصد تشویش اذهان عمومی در رسانه های مکتوب و مجازی علیه دولت کرده است متن کامل نامه دفتر معاون اول رییس جمهوری به شرح زیر است: جناب آقای احمد توکلی سلام علیکم از آغاز دولت نهم تا کنون جنابعالی و همفکرانتان با بهره گیری از فرصت هایی که خداوند به واسطه ملت ایران برای خدمتگزاری در اختیار شما گذاشته ،لحظه ای از تخریب دولت خدمتگزار فرو ننشسته اید و نیز بیش از دو سال است که حملات شما به معاون اول رییس جمهور که در این مدت جز به کار و خدمت برای پیشبرد امور کشور نیاندیشیده لاینقطع ادامه دارد. طی این مدت اصرار به ایشان برای پاسخگویی به اظهارات مغرضانه شما هر بار با توصیه به صبر و حفظ آرامش کشور مواجه می شد، اما اینک که کار از شبهه افکنی به دروغ پردازی رسیده و بیش از پیش موجبات تشویش اذهان عمومی را فراهم آورده اید ناچار باید به بخشی از دروغ سازی ها پاسخ داده شود، شاید این پاسخ مانع از گسترش این رویه ناپسند و غیراخلاقی شود. شما به عنوان رییس مرکز پژوهش های مجلس در مصاحبه ای با مجله اقتصاد ماه تحت عنوان 'بیان ناگفته ها از فساد یقه سفیدها' و فساد سیستمی و نظام یافته سخن گفته اید که مورخ 5 بهمن 1390 در برخی دیگر از رسانه ها بازتاب داشت، لذا متن زیر را با توضیح این که جنابعالی و آگاهان از خواستگاه عبارت یقه سفیدها در اقتصاد سیاسی آگاهی دارید به عنوان دلایل اثبات یقه سفید بودن جنابعالی در ارتکاب فساد سیستماتیک در فرایند آموزش عالی و سایر ویژه خواری ها برای خود و دیگر رفقایتان که با بهره گیری از توهین، افتراء، نشر اکاذیب و به قصد تشویش اذهان عمومی در رسانه های مکتوب و مجازی علیه دولت منتشر نموده اید بیان می گردد و چنانچه نیاز باشد همه مدارک و مستندات موجود نیز انتشار خواهد یافت. جناب آقای توکلی یکم – در بخشی از مصاحبه دروغ را منشا همه بدی ها و کلید در اتاقی دانسته اید که سیئات را در آن گرد آورده اند و با استناد به حدیث شریف نبوی، معاون اول رییس جمهور را در خصوص مدرک تحصیلی متهم به دروغ نموده اید، از همین آموزه دینی استفاده می شود، که متاسفانه اظهارنظر خصمانه شما برپایه دروغی بنا شده است که خود و دوستانتان ساختید و پرداختید و رسانه های همسویتان را برای انتشار این دروغ به یاری طلبیدید. چون کار را به جایی رساندید که پاسخی در خور لازم داشت معاون اول رییس جمهور برای برملا شدن این دروغ جمعی شما و همدستانتان که چیزی شبیه مثل معروف 'آی دزد ... آی دزد' بود، چاره ای نداشت جز آنکه از مجاری قانونی طرح شکایت کند و نتیجه شکایت در دادسرا و دادگاه نیز مجرم شناخته شدن اتهام زنندگان و مشخصا آقای الیاس نادران نماینده مجلس شورای اسلامی بود. متن حکم محکومیت آقای نادران به جرم 'نشر اکاذیب' به شماره 67 و کلاسه 89/76/103 ابلاغ شده که برخلاف اظهارنظر کذب شما منع تعقیبی در خصوص این پرونده صادر نشده است و موضوع در دیوانعالی کشور مراحل پایانی خود را طی می نماید در این باره مراجعه به اسناد و مدارک خلاف گویی جنابعالی را اثبات می کند. دوم – لازم است که چگونگی سیر کسب مدرک تحصیلی جنابعالی مرور شود، تا معلوم شود دروغ کدام است و دروغگو کیست. الف) به موجب دست خط مورخ 25/8/71 جنابعالی خطاب به آقای دکتر معین وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی نوشته اید: 'چون در خرداد سال آینده دوره کارشناسی را در رشته اقتصاد نظری به پایان می رسانم مصمم هستم اگر امکان فراهم شود ادامه تحصیل را در دوره کارشناسی ارشد در یکی از کشورهایی که از اعتبار بالا برخوردار است انجام دهم، مقتضی است در این زمینه مساعدت فرمایید..' این مدرک بیانگر آن است که یک سال قبل از فارغ التحصیلی در دوره کارشناسی آنهم بدون شرکت در کنکور درخواست بورس تحصیلی در کشوری که به زعم شما اعتبار بالایی دارد نموده اید. آیا از خود پرسیده ای که چگونه ممکن است کسی بدون کنکور وارد دانشگاه شود و تقاضای بورس تحصیلی نماید و آیا فکر کرده اید که حق چه کسانی را ضایع کرده اید؟ ب) یادداشتی به تاریخ 11/7/72 به قلم شما موجود است که به وسیله آقای دکتر گلپایگانی وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی با قید دستور 'اقدام فوری' در هامش تقاضای شما به عنوان معاونت دانشجویی آن وزارتخانه ارجاع شده است. شما در آن یادداشت آورده اید:' سال گذشته به دستور مقام معظم رهبری جناب آقای دکتر معین وزیر محترم وقت دستور تشکیل پرونده اعزام اینجانب به خارج از کشور را برای اتمام تحصیل صادر کرد... به همین دلیل درخواست می کنم در انجام اقدامات لازم تسریع به عمل آید'. ملاحظه می نمایید که جنابعالی برای رسیدن به مقصود چگونه از اعتبار و جایگاه مقام معظم رهبری سوء استفاده نموده اید. با این وضف معاونت وقت دانشجویی ذیل دستور ' اقدام فوری' وزیر فرهنگ و آموزش عالی وقت می نویسد 'که اعزام بدون کنکور ممنوع است، لطفا صریح اظهار نظر گردد' و متعاقب آن وزیر وقت در تاریخ 12/7/72 در پی نوشتی به معاونت دانشجویی دستور می دهد : ' معاونت محترم دانشجویی لطفا با توجه به سابقه امر و تاکید جناب آقای دکتر معین ترتیبی اتخاذ فرمایید به موقع انجام گیرد' و پس از این است که معاونت دانشجویی به تاریخ 13/7/72 در ذیل همان نامه می نویسند: ' اداره امور بورس ها با توجه به موافقت و دستور وزیر محترم اقدام گردد'. و متعاقب آن طی نامه 30000/42 مورخ 17/7/72 مدیرکل بورس ها و دانشجویان خارج از کشور به اداره کل گذرنامه و وزارت خارجه برای اعزام به خارج از کشور معرفی می شوید البته برای تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه ناتینگهام انگلیس در مقطع کارشناسی ارشد. اسناد بالا مبین این واقعیت تلخ است که جنابعالی با اعمال فشار در مدت 5 روز موجبات بورس و اعزام به خارج از کشور را با نقض همه قوانین موجود کشور بدون شرکت در کنکور و با استناد نادرست به دستور مقام معظم رهبری برای خود فراهم می کنید. ج) جنابعالی در همان روز یعنی 17/7/72 طی نامه ای به اداره کل بورس ها و دانشجویان خارج از کشور تعهد نموده اید در مقطع کارشناسی ارشد و یا دکترا در هیچ یک از دانشگاههای کشور پذیرفته نشده و ' شاغل به تحصیل' نمی باشید، لکن در فرم مربوط به اطلاعات تعیین محل خدمت بورسیه ارز بگیران وزارت فرهنگ و آموزش عالی در مورد وضعیت تحصیلی شما نوشته شده کارشناسی و کارشناسی ارشد را از دانشگاه شهید بهشتی اخذ نموده اید در حالی که مطابق مدارک موجود شما برای مقطع کارشناسی ارشد بورسیه شده اید. این دوگانگی و خلاف گویی مستند را در اعلام وضعیت تحصیلی مقطع کارشناسی ارشد چگونه توجیه می کنید؟ د) طبق مدارک موجود درخواست موافقت و اعزام شما به مدت 15 ماه برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بوده است. سوال این است؛ چگونه از پشت میز دکتری اقتصاد کشوری ' با اعتبار بالا' یعنی انگلیس ! سردرآوردید. مسئله ای که قدری از زوایای پنهان آن بر اساس محتویات پرونده تحصیلی شما قابل دریافت است. اما برخی زوایای دیگر هنوز نامکشوف و نیاز به جستجو در اسناد محرمانه دارد. ه) با توجه به اینکه جنابعالی کارشناسی ارشد را طی ننموده و از مقطع کارشناسی به مقطع دکتری جهش نموده اید پس از تذکر وزارت فرهنگ و آموزش عالی در خصوص این روند غیرقانونی به خط خود خطاب به آقای دکتر سالار آملی مسئول امور دانشجویان ایران در انگلیس می نویسید:'... شما بنده را نسبت به مقررات ارزشیابی دکترای بدون داشتن فوق لیسانس مطلع فرموده بودید حال تسجیل شد، طبیعی است با علم به این مسئله دارم تحصیلم را ادامه می دهم. هرچند جهل بنده هم مانع اعمال مقررات قانونی یا مشروع نمی شود. مسئله ارزشیابی معادل هم چندان مسئله نیست' این اعتراف بیانگر آن است که شما بدون موافقت اولیه وزارت علوم و علی رغم نداشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد خود را به عنوان دانشجوی دکتری رشته اقتصاد به وزارت علوم تحمیل نموده اید و تا اینجا یعنی اعزام خلاف قانون و بدون ضوابط و تحصیل خلاف قانون و البته دغدغه ای هم برای عضویت هیات علمی در آینده نداشته اید، چه آنکه بیش از هرکس به قدرت لابی گری خود که مختص یقه سفیدان است واقف بوده اید. جالب آنکه به خط و تعهد خود نیز پایبند نماندید و بر اساس همان پیش فرض های ذهنی از طریق خلاف قانون و با بهره گیری از رانت هایی که بیش از همه کس از آن برخوردار بوده اید به رغم داشتن مدرک معادل دکترا به عضویت هیات علمی یکی از دانشگاههای معتبر کشور درآمده اید. جل الخالق اگر این رانت و مفسده سیستماتیک یقه سفیدان آنگونه که گفته اید نیست در کدام قاموس باید به دنبال نامی برای فرآیند اخذ مدرک شما بود که دیگران را به آن متهم می کنید؟ و) مطابق نامه شماره 21921/12/42 مورخ مهرماه سال 57 معاون دانشجویی وقت وزارت فرهنگ و آموزش عالی به عنوان مقام عالی وزارت اعلام می دارد'... چون همسر و فرزندان احمد توکلی در ایران به سر می برند طبق ضوابط و آیین نامه بورس مقرری به شکل مجردی به ایشان تعلق می گیرد' و باز هم به موجب تقاضای کتبی 1/7/75 اذعان می دارید که تا پایان اسفند 74 ارز متاهلی به من پرداخت شده است و بر همین مبنی درخواست تداوم آن رویه غلط را می نمایید و این احتمالا بیانگر وسواس و دقت نظر شما نسبت به حفظ بیت المال و جلوگیری از اتلاف آن است! به راستی چگونه می شود به صورت نامشروع و بدون استحقاق برای خود، همسر و فرزندان ارز دانشجویی بابت 38 ماه دریافت کنید درحالی که بنا به استنادات موجود شما فقط 11 ماه در خارج از کشور حضور داشته اید؟ اگر چه کسی منکر این نیست که یکی دوبار خانواده محترم در سفر به این کشور 'اعتبار بالا' همراه جنابعالی بوده اند. آقای توکلی! درخصوص حرمت دریافت وجوه من غیر حق چگونه باید قضاوت کرد؟ ز- جنابعالی به عنوان متعهد به خدمت و بورسیه تحصیلی وزارت علوم در خارج از کشور تحصیل نموده اید و بر خلاف مقررات از تسهیلات شامل تحصیل رایگان و ارز مورد نیاز بهره برده اید و برای این مقصود هرگاه لازم بوده دروغی به کار بسته اید. از جمله مطابق تعهد نامه مورخ 17/7/72 به اداره کل بورس ها و دانشجویان خارج از کشور اعلام داشته اید که کارمند رسمی وزارتخانه یا موسسات دولتی نمی باشید و متعهد شده اید در صورت خلاف صحت مطالب تعهدنامه کلیه خسارات وارده را پرداخت نمایید؛ درحالی که مطابق نامه 2807 / ک/م مورخ 25/12/75 شروع به کار شما را در نهاد ریاست جمهوری به امضا مدیرکل وقت امور اداری اعلام نموده اند و با استناد سند شماره 4036 مورخ 7 / 4 /76 به خط خودتان نوشته اید از دی ماه 1368 تا کنون یعنی 4/4/76 کارمند مشاورت اقتصادی نهاد ریاست جمهوری بوده اید و این مدارک مبین مستخدم بودن جنابعالی در نهاد ریاست جمهوری است که پس از بازگشت از انگلستان مجبور به اعلام شروع به کار شده اید. این دو مدرک کذب دیگری از فرایند اخذ مدارک تحصیلی شما را نشان می دهد که به نظر می رسد بر این اساس به موجب آموخته از حدیث شریف نبوی تا اینجا باید نه یک کلید که دسته کلیدی از ساختمان بدی ها نزد شما وجود داشته باشد. سوم - یکی از موضوعاتی که همواره مطرح کرده اید و وسیله حضور رسانه ای خود ساخته اید بحث مبارزه با فساد اقتصادی و ویژه خواری ها است. بر این اساس و با توجه به حساسیت شما به این موضع ذکر نکاتی خالی از فایده نیست. جنابعالی با رایزنی و ویژه خواری در سال 1370 برای خود و شرکایتان زمینی به مساحت 3000 متر مربع در شهرک غرب تهران به ارزش 180 میلیون تومان در زمان ریاست اقای محسن رفیق دوست بر بنیاد مستضعفان و جانبازان با تخفیف به قیمت 23 میلیون تومان به اصطلاح خریداری ! نموده اید و متقاضی شده اید که این مبلغ را ظرف 10 سال پرداخت کنید و هرساله 10 درصد ظرفیت پذیرش دانش آموز در مدارس غیرانتفاعی را به بنیاد مستضعفان اختصاص دهید. صرف نظر از آنکه از آن سال تاکنون یک ریال پس نداده اید، حتی یک درصد سهمیه تحصیلی مدرسه غیر انتفاعی تان را هم به فرزندان جانبازان و مستضعفان اختصاص نداده اید حال آنکه ارزش امروز این زمین 12 میلیارد تومان است و جالب آنکه مدیر مجتمع آموزشی شما یک بار دیگر به نقل از شما موافقت مقام معظم رهبری را برای استمهال بازپرداخت ارزش زمین مذکور خواستار می شود که از سوی مراجع رسمی طی نامه شماره 14894 مورخ 8/10/88 اظهارات شما تکذیب می شود. از ماجرای روزنامه شما و اخذ مجوز چاپخانه و ارز دولتی و فروش آن که بنا به نظر آقای سعید حجاریان 'هم کاغذ مفت گرفته اید و هم چاپخانه' می گذریم و شرح آن را به مجالی دیگر می سپاریم . جناب آقای توکلی ملاحظه این هم پاکدستی و پاکزیستی شما برای رسیدن به دولت پاک! و مبارزه با یقه سفیدان مفسد هیچ جای تعجب ندارد؛ گرچه درجایی مدعی و طلبکارانه اظهار داشته اید: اعزام شما برای تحصیل، حداقل خدمت نظام به امثال شما است. آقای توکلی متاسفانه شما با بهره گیری از امکانات رسانه ای که در اختیار دارید علاوه بر ویژه خواری و اخذ مدرک تحصیلی بدون استحقاق و اکتساب دارایی های شبهه ناک این امکانات را وسیله دروغ پراکنی و ایجاد جو بدبینی و بی اعتمادی در بین مردم قرار داده اید و این نتیجه همان ابهامی است که در موضوع تحصیل جنابعالی از 'انگلیس' شروع شده و هنوز هم ادامه دارد و روزی باید آشکار گردد. اداره اطلاع
رسانی دفتر معاون اول
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۰ساعت 16:8  توسط اردشیر خلیلی
|
بسم
الله الرحمن الرحیم
انّ الله لا یغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بانفسهم
ضمن عرض سلام و ادب واحترام خدمت مردم فهیم و عزیز استان چهارمحال و بختیاری به ویژه حوزه انتخابیه اردل،کیار،کوهرنگ، فارسان خلاصه ای از زندگی نامه دکتر حمیدرضا عزیزی فارسانی جهت روشنگری و آشنایی مردم عزیز حضورتان تقدیم می شود.
دکتر حمیدرضا عزیزی فارسانی فرزند نصرت اله متولد سوم فروردین ۱۳۴۹در شهرفارسان
۱-مدارک تحصیلی و عضویت ها و سوابق علمی
- پزشک عمومی از دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد ۱۳۷۴-۱۳۶۷
- بورد تخصصی بیهوشی و احیاء و مراقبتهای ویژه ICUدانشگاه علوم پزشکی مشهد ۱۳۷۴-۱۳۷۷
- عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد و استادیار دانشکده پزشکی
- عضو انجمن بیهوشی ایران
-عضو فدراسیون جهانی آنستزیولوژیست
-عضو انجمن رژیونال آنستزی اروپا ESRA
-عضو کمیته پزشکی مبتنی برشواهد کشورEBM
-عضو انجمن اسلامی و بسیج دانش آموزی
-عضو انجمن خیریه الزّهرا (س)فارسان و رئیس خیریه الزّهرا (س)۱۳۹۰-۱۳۸۸
-عضو انجمن آنستزی و درد ایران
-عضو بسیج جامعه پزشکی استان چهرامحال و بختیاری
-عضو هیئت مدیره نظام پزشکی فارسان۱۳۸۵-۱۳۷۸
-عضو هیئت مدیره نظام پزشکی شهرکرد
۲-افتخارات
- رزمنده و جانباز و برادر شهید کیومرث عزیزی و معلم فقید شادروان سیاوش عزیزی
- رتبه دوم تحقیق و پژوهش کشوری سال ۱۳۹۰-۱۳۸۹
- رتبه برتر پژوهش و تحقیق استان چهارمحال و بختیاری سال ۱۳۹۰-۱۳۸۹
- شرکت در کنگره های علمی بین المللی ازجمله کشورهای اروپایی
- راه اندازی بخش همودیالیز و تالاسمی، در بیمارستان فارسان
- پزشک معتمد و همراه مقامات عالی رتبه کشوری (ریاست محترم جمهور،ریاست محترم قوه قضائیه)
۳-تألیفات و مقالات
۱-تنفس مکانیکی در بخش مراقبتهای ویژهICU (انتشارات سدره المنتهی۱۳۸۹)
۲-تغذیه وریدی TPN در بخش مراقبتهای ویژه ICU (انتشارات کیا ۱۳۸۸)
۳-اصول پیشگیری و درمان اعتیاد(انتشارات مرید ۱۳۸۰)
ایشان همچنین دارای ده ها مقاله علمی بین المللی می باشد
۴-مسئولیتها و سوابق اجرائی
رئیس هیئت بدوی نظام پزشکی فارسان و کوهرنگ۱۳۸۴-۱۳۷۸
رئیس هیئت بدوی نظام پزشکی شهرکرد۱۳۹۰-۱۳۸۸
ریاست شبکه بهداشت شهرستان فارسان۱۳۸۵-۱۳۸۳
ریاست بیمارستان سیدالشهداء (ع)فارسان ۱۳۸۵-۱۳۸۳
مجری طرح پزشک خانواده در شهرستان و اخذ تشویقی از معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان (دکتر اکبری)
مجری طرح کشوری جامعه ایمن در شهرستان فارسان به عنوان طرح پایلوت
مجری طرح غربالگری دیابت وفشار خون در شهرستان فارسان
نماینده هیئت بدوی نظام پزشکی استان در سمینارهای کشوری ۱۳۸۳و۱۳۸۹
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 18:12  توسط اردشیر خلیلی
|
سوسمار ها Lizards
دوره ی مزوزوئیک Mezozoic time را
می توان دوره ی خزندگان نامید . زیرا خزندگان جانوران مسلط این دوره بوده اند. در بین مهره داران خزندگان اولین گروهی هستند که با زندگی در جاهای خشک زمین سازگار شده اند. پوست و پولک (فلس) های خشک و شاخی شکل این جانوران مانع اتلاف رطوبت از بدن آن ها گشته و زندگی در سطح خشن و ناهموار را آسان می سازد. نام این رده نشان دهنده ی چگونگی جنبش آن هاست.
از خزندگانی که به عنوان نمونه گرفته شده اند... لاک پشت خاکی بیش از صد سال لاک پشتان آبی مختلف بین 20 تا 90 سال مارهای بزرگ 25 تا 40 سال و گونه های کوچک تر از چندین تا 20 سال عمر کرده اند.
اندازه خزندگان
خزندگان سنگواره در اندازه های متفاوتی دیده شده اند. کوچک و بزرگ و حتی در میان آن ها تعدادی را می توان از جمله بزرگترین جانوران خاکزی به شمار آورد. یک نوع سنگواره ی آمریکایی 80/5 متر درازا داشته است.
خزندگان زنده آناکوندا Anaconda امریکای
جنوبی تا 10 متر در مقابل نوعی مار در سوریه وجود دارد به نام لپتوتیفلوپس Leptotyphlops که فقط و فقط به اندازه ی یک سوزن جوراب بافی است.(عکس بالا سمت چپ) سوسمار کومودو komodo lizard یا اورانوس کومودو إنسیس Varanus komodoensis تا 9/2 متر و لاک پشت دریایی تا 2/2 متر درازا پیدا می کنند. تمساح کشته شده در سال 1825 در فیلیپین در حدود 30/6
متر طول داشته است. همچنین نوعی سوسمار به نام لپی دوبله فاریس Lepidoblepharis در پاناما زندگی می کند که حدود 5 سانتی متر درازا دارد.(عکس سمت راست) مار زنگی فلوریدای امریکا به درازای 5/2 متر نیز می رسد. پشت این مار الماس مانند است. غول گیلا Gila Monster سوسمار بزرگی است. (عکس مقابل) بیشتر مارهای امریکای شمالی از 25 سانتی متر تا 5/1 متر می باشند و سوسمار ها معمولا کمتر از 30 سانتی متر درازا دارند. درازای بعضی از تمساح های فعلی آمریکا در حدود 3 متر است. می کشند.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 18:13  توسط اردشیر خلیلی
|
دریای آزاد(سرود، آزادی)![]() با عرض سلام خدمت تمامی شما دبیران پرورشی عزیز و دانش آموزان گرامی برگزاری مراسم مختلف توسط دانش آموزان، از رسالت های بزرگ مدارس و مربیان پرورشی است. مرکز یادگیری به منظور همراهی با شما عزیزان در این مراسم، و بنا به مناسبت های و موضوعات گوناگون، سرود های متفاوتی را در این بخش برایتان در نظر گرفته، و امید است که مورد استفاده قرار گیرد.
موضوع: موضوعات گوناگون
دامن دریای بی ساحل بیکران و موج در موج است موج، همچون بال مرغابی گاه پایین، گاه در اوج است ![]() موج، شکلی تازه می گیرد یک نفر با خط کشی کوچک موج را اندازه می گیرد ![]() روز و شب بیهوده می تازد تا بریزد موج دریا را در قفس هایی که می سازد ![]() زانکه کار موج پرواز است ما همان دریای آزادیم دشمن ما آن قفس ساز است برای دریافت فایل سرود کلیک کنید. برای دریافت فایل موسیقی بدون کلام کلیک کنید.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 17:51  توسط اردشیر خلیلی
|
یک زندگی بهتر برای جوان ترها
دورهم
جمع شدن حدود 625جوان مجرد کار ساده ای نیست. تقریبا یک ساعت قبل از شروع
کلاس سالن پر شده بود ، قبل از کلاس همه در تدارک هدیه ای بودند که ظاهرا
رسم کلاس های شهاب مرادی بود .آرام و بی هیاهو قرآن هایشان را باز کرده
بودند و سوره یاسین را هدیه می کردند به روح حضرت زهرا سلام الله علیها...
هرچند شرط پذیرش کلاس سِنی (18 تا 27 سال) بوده اما انگار شرط پذیرش علمی بوده چون اغلب بچه ها دانشجوی کارشناسی ارشد هستند و چیزی که می دیدی شبیه دانشگاه یک روزه ای بود که معاونت آموزشی آن متشکل از تیمی داوطلبی از خود بچه ها بود که تمام فرآیند ثبت نام ، پذیرش و برگزاری را خودشان اداره می کردند. این کلاس شبیه مدارس و دانشگاه های غیرانتفاعی نبود؛ و مانند سایر کارگاه ها و کلاس های شهاب مرادی رایگان است. تنها انگیزه معلم و شاگرد آموزه ها و مفاهیم رد و بدل شده در کلاس بود. از بچه های اجرایی کلاس که پرسیدم ، می گفتند چون آقای مرادی نگران رفت و آمد شهرستانی ها و خدای ناکرده حوادث و … بودند، شهرستانی ها را در هر دو دوره پذیرش نکردند به جز چند نفر معدود از کرج، جاجرود و قزوین. همه خوشحال با نشاط هستند و باانگیزه. شاید بدون استثناء همه دانشجو هستند از مقاطع مختلف.فضایی آرام که احترام و معنویت در آن به سادگی قابل احساس است، حجاب دختر خانوم ها ستودنی بود دخترهای محجبه ای که علی رغم شور و شر جوانی وزانت و وقار رفتارشان مشهود بود. اینجا اصلا از معاشرت های غلط رایج در برخی کلاس های دانشگاهی بین دختر و پسر خبری نبود .
دوره دوم از "کلاس مجردها" بود . "کلاس مجردها " و " خانواده نوپا " هر دو کارگاه های آموزشی هستند که با نام شهاب مرادی گره خورده اند . 16جلسه دوره قبل مفید بوده ؛ این رو باز هم بچه های اجرایی می گفتند که از نظراتی که در سایت ثبت شده بود فهمیده اند.رسم های خوبی که این جلسه داشت، نشان دهنده این است که معلم کلاس مکتب و بحث و درس خود را از کدام منبع نورانی می گیرد. بچه ها با اشتیاق منتظر آمدن استاد بودند ، بعد از آمدنش و سلام و احوالپرسی گرم ، خواست که مثل همیشه 3 بار سوره توحید بخوانند و هدیه کنند به ساحت مقدس امام عصر (عج). ثواب ختم قرآن... خودش زودتر از همه صدقه را از کیفش درآورد و به نزدیک ترین شخص داد و طبق رسم شان همه بچه ها هم صدقه شان را دست به دست به دست نفر اول ردیف اول رساندند و پس از مباحثه و رای گیری مقرر شد این دوره هم به حساب کودکان سرطانی محک واریز شود و قبض و ... کلاس شروع شد ، 3-2 ساعت بحث و گفتگوی بسیار فعال و پرشور برگزار شد. ارتباط خوب و صمیمی معلم با شاگردان مجال خوبی را فراهم آورده بود تا نکات و آموزه های کاربردی که معلم برایشان می گفت را با جان و دل پذیرا باشند. تعامل شان عالی بود ، بدون هیچ آلایشی صحبت هایشان رااز پشت 3 میکروفن موجود در سالن مطرح می کردند ، همه بچه ها مرادی را دوست دارند و قبولش دارند اما او دائم بچه ها را تشویق به سوال کردن و پرسیدن می کرد. اصلا از مرید و مرید بازی خبری نبود. چون به نقد و سوال از خودش اهمیت می دهد و به دانشجو جرات پرسیدن.
چقدرجای خالی این نوع کلاس ها و نیاز نسل
جدید برای گفتن و شنیده شدن احساس می شود . روش شهاب مرادی این است که ذهن
مخاطب را درگیر می کند و ایجاد چالش و تفکر و از آغاز بحث به سادگی نمی شود
حدس زد مقصد بحث امروز کجاست ؛ اما موضوع محوری دوره قبل غیرت دینی و جهاد
لسانی و قلبی بوده هرچند به تناسب سوالات بچه ها و ضرورت های دیگر انبوهی
از مطالب مفید را بچه ها دریافته اند و این دوره با سوال و جواب ها و همه
دریافته اند که حاج آقای مرادی بنا دارد بچه ها را برای انتخاب همسر آماده
کند. کلاس با سوال در مورد خود تمام شد پایانی که معلوم بود اصلا در ذهن بچه ها و حتی من که مهمان بودم تمام نشد. گویی یک تکلیف مستمر شد برای ذهن و فکر همه با انبوهی از سوالات هویتی که استاد آنها را مطرح کرد و … چقدر دوست داشتم کار و زندگی ام به من فرصت می داد تا بتوانم مثل این بار مهمان جلسه نباشم و تمامی کلاس ها را شرکت کنم و درس زندگی بیاموزم.
مریم
فاطمی
بخش خانواده ایرانی تبیان
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 21:29  توسط اردشیر خلیلی
|
با سلام و وقت بخير از اينكه در نظر سنجي و با دادن راي به يكي از كانديداي مورد نظر خود راي ميدهيد بسيار مچكرم
1- اقاي دكتر حميد رضا عزيزي فارساني در حوزه انتخابيه شهرستان اردل وفارسان وكيار وكوهرنگ 2- اقاي مهندس يوسفپور 3- اقاي نورالله حيدري دستنايي 4- اقاي عليرضا فروزنده جونقاني 5اقاي دكتر دلاور نجفي 6 اقاي دلشاد جهانبخشي 7اقاي طاهري سر تشنيزي 8 اقاي رحيم پوري 9 اقاي حيدري پبدني
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 20:54  توسط اردشیر خلیلی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 20:45  توسط اردشیر خلیلی
|
با سلام وخسته نباشي خدمت شما
با فرا رسيدن ايام دهه فجر ياد اور رشادتها و دلاوريهاي ملت شريف ايران اسلامي وبا يادوخاطرات رهبر كبير انقلاب كه بنيان گذار انقلاب عظيم اسلامي ايران بود را گرامي ميداريم باشرايط حساس ايران كه دشمن قسم خورده زيادي دارد كه اجازه ندهد ايران را بر فراز بلنديهاي علم وتكنولوز مشاهده كنند در چنين شرايط خاص وحساس مي طلبد كه همه ما ايرانيان گوش بفرمان رهبر معظم انقلاب حضرت ايت الله خامنه اي حضور حداكثري را پاي صندوق راي و با انتخاب نماينده اصلح كانديد خود را كه تواناي هاي مقتدرانه را در مجلس مفتدر داشته باشد به مجلس معرفي نماييم باشد كه اين نمايندگان محترم قدر دان زحمات ملت شريف ايران اسلامي باشند حال بايد كانديد اصلح را كه چنين شرايطي را داشته باشد موضف به معرفي و حمايت اين چنين كانديد هستيم ابتدا بايد التزام عملي به ولايت مطلقه فقيه داشته باشد دوما بايد پاسدار ارزشهاي انقلاب شكوهمند اسلامي باشد سوما بايد داراي علم وتواناي بالاي داشته باشد چهارما بايد بفكر ارامش واسايش مردم وحوزه انتخابيه خود باشد پنجم بايد وابستگي به فرد يا گروه خاصي كه وامدار ودر همه شرايط بفكر وامدار بودن باشد نباشد ششم ايثار گر واهل ساده زيستي ومردمدار باشد سوابق مديريتي وحضور بين مردم وبا مردم زندگي كرده باشد نه اينكه بعد از انتخاب برود وسالها به منطقه اي كه حالا به دنبال يك راي با طرفندها وشگردهاي خاص در طلب يك راي هست در منطقه مشاهده شود وبهتر است كه ازموده را ازمودن خطاست را در گوشمان ودر ذهن خود ياد اور باشيم در اين برهه از زمان ودر بين همه كانديداي محترم كه قصد خدمت دارند وبا شناختي كه بدون قرض باشد ومحاسبه سرانگشتي اين چنين خصوصياتي را مي تئان در وجود شخصي بنام دكتر حميد رضا عزيزي فارساني پيدا كرد چرا كه سوابق گذشته اين طبيب امانتدار وخادم ملت همچون پدري كه چهار فرزند دارد با يك نگاه عدالت محور انها را راهنمايي وبسمت سعادت هدايت كند مي بينيم پس همه با هم در تاريخ 12 اسفند 1390 با حضور در پاي صندوق راي و نوشتن راي خود بنام دكتر حميد رضا عزيزي فارساني نماينداي مقتدر و توانا به مجلس معرفي كنيم درضمن ايشان مولف 3 جلد كتاب و در سال 90 پزوهشگر نمونه وبرتر سال انتخاب گرديده و خلاصه امسال سال انتخاب ايشان در همه عرصه هاي علم وعمل مي باشد
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 22:2  توسط اردشیر خلیلی
|
عضو فراکسیون اصولگرایان رد صلاحیت برخی چهرههای اصولگرایی منتقد دولت را در راستای سناریوی جریان انحرافی دانست.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 21:40  توسط اردشیر خلیلی
|
«مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم ندارند . جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزشهای والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و به این بیعت و این پیمان بزرگ وفادار مانده اند . . .» (1) «ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم انگیزی از مجلس شورای غیر صالح و منحرف از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوی و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلی فاسد (پهلوی) خورد چه مصیبتها و خسارتهای جان فرسا از این جنایتکاران بی ارزش و نوکر مآب به کشور و ملت وارد شد . از بعد از مشروطه هیچگاه به قانون اساسی عمل نشده، . . . اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم الشان سرنوشت کشور به دست مردم افتاده و وکلاء از خود مردم و با انتخاب خودشان بدون دخالت دولت و خان های ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند و امید است که با تعهد آنها به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود» (2) «اکنون که
بحمدالله موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش آمده است
هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابشخودنی، مسامحه در امر مسلمین
است . هر کس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن
باشد و با جدیت از نفوذ وابستگان استعمار و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام
جلوگیری نمایند و بدانند که مخالفین اسلام و کشورهای ابرقدرت چپاولگر بین
المللی هستند با تدریج و ظرافت در کشور ما و کشورهای اسلامی رخنه و با دست
افراد خود ملتها، کشورها را به دام استثمار می کشانند باید با هوشیاری
مراقب باشید و با احساس اولین قدم نفوذی به مقابله برخیزید و به آنها مهلت
ندهید .» (3)
«در تعیین
رئیس جمهوری و وکلاء مجلس با طبقه تحصیل کرده متعهد و روشن فکر با اطلاع
از مجاری امور و غیر وابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر، و اشتهار به
تقوی و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده، و یا علماء و روحانیون
با تقوی و متعهد به جمهوری اسلامی مشورت نموده (نمائید) .» (7) «اگر
(انتخاب اصلح) برای خودتان باشد شیطانی است و اما اگر انتخاب اصلح برای
مسلمانهاست، کی و از کجاست، مطرح نیست، از هر گروهی باشد، حزب باشد، یا غیر
حزب، نه حزب اسباب این شود که غیر آن فاسد و نه صد در صد حزبی بودن باعث
صلاح آنهاست . و انتخاب اصلح برای مسلمین یعنی انتخاب فردی که تعهد به
اسلام و حیثیت آن داشته باشد و همه چیز را بفهمد و چون در مجلس اسلام تنها
کافی نیست بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را
بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما
هم مربوط نباشد، که اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی می کنید و این
یک محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است یا برای
صلاح خودتان . امیدوارم که تا آخر هم اینطور باشد و هر دوره انتخابات بهتر
انجام شود . و این مساله، مساله شخصی نیست بلکه برای اسلام و از امور
مهمه است .» (8)
ب: وظیفه مجریان انتخابات: «شما مسؤول این مساله (انتخابات) هستید هم مسؤول کار خودتان و هم مسؤول مسؤولین دیگری که تحت نظر شما هستند هستند، که جریان انتخابات یک جریان صحیح باشد . هیچ کس در انتخابات بر دیگری مقدم نیست، همه افراد ملت یک جور هستند در انتخابات یعنی همان آدمی که یک کار کوچکی انجام می دهد با آن کسی که در راس همه امور هست در باب انتخابات هیچ با هم فرقی ندارند، این یک رای دارد آن هم یک رای دارد . . . . انتخابات جوری باشد که مردم پسند باشد . . . یعنی مردم احساس بکنند به اینکه مساله انتخابات به آنطوری که قانون انتخابات گفته است، به آن طوری که اسلام می خواهد، دارد عمل می شود . عمل مال شماست، قانون یک ثبتی است که می شود، یک وظیفه ای تعیین می کند، لکن آنی که مهم است در مقام عمل است، مقام عمل جوری باشد که تطبیق بکند با قانون و مردم در راضی باشند در عمل . . . توجه کنید که اخلال گرها نباید خرابکاری بکنند . . . کسی بیاید مثلا نزدیک صندوق بخواهد به مردم بگوید به این رای بدهید . . . آنجا دیگر جای این حرف نیست که آنجا بایستد و بگوید فلانی خوب است فلانی بد است . . . باید جلوگیری بشود، تا انشاءالله یک انتخابات خوبی داشته باشیم .» (18) «شما فرمانداران و بخشداران و . . . همه تان موظفید به اینکه در این امر (انتخابات مجلس) دقت کنید که خوب انجام بگیرد، نبادا یک وقت خدای نخواسته یک تقلبی در کار بیاید .» (19) 4) وظایف نمایندگان مجلس شورای اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره): «و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد . . . و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار و همه کوشا باشند که قوانین، خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نائل آیید .» (20) «و انشاءالله نمایندگان محترم مجلس سنگینی بار مسؤولیت و رسالت خود را در این امر خطیر احساس کرده و می کنند و به خوبی دریافته اند که نظام و مردم از آنان چه انتظاری دارند، که باید گفت مجموعه خواسته ها و انتظارات اسلامی مردم از مجلس رفع گرفتاری ها و محرومیت ها و دگرگونی در نظام پر پیچ و خم اداری کشور، از انتظارات به حقی است که باید آنها را جدی گرفت . و نمایندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوایح و تبصره ها و مواد غیر ضروری به فکر مسائل اصلی و کلیدی کشور باشند و بر اساس اسلام عزیز در کمیسیون ها با طرح قوانین و لوایح به سمتی حرکت کنند که مشکلات اساسی مرتفع و سیاستهای زیربنایی کشور در امور فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در راستای کمک به محرومین و رفع استضعاف مدون و به مورد اجرا در آید . » (21) «مجلسی که اساس یک کشور است باید محلی برای بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد و انتقاد و استیضاح حق مجلس است اما برخورد با متخلف با آرامی و طرح مسائل اخلاقی بهتر رفع اختلاف می کند تا با الفاظ نیش دار و مقابله کردن با یکدیگر . . . خودشان را یک واعظ حساب بکنند که می خواهند مردم را موعظه کنند و مردم هم احساس کنند که این آقایان خیر و صلاح آنها را می گویند .» (22) پی نوشت ها: 1 . صحیفه نور، ج 20، ص 194 . 2 . وصیتنامه سیاسی الهی، ص 17 و صحیفه نور، ج 21 .
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 21:33  توسط اردشیر خلیلی
|
ه گزارش موج حضور به نقل از
ایرنا، سرپرست كمیته امداد امام خمینی(ره) از سوءاستفاده برخی
نامزدهای انتخاباتی در قالب مصادره اقدامات این نهاد حمایتی به نفع خود جهت
جذب آرای بیشتر در روستاها و مناطق محروم، انتقاد كرده است. 'حسین انواری'
در این باره گفت: به عنوان مثال، كمیته امداد خدمتی را در منطقهای ارایه
میكند اما برخی نامزدهای انتخاباتی پیشاپیش در منطقهای كه خدمت ارایه
میشود، حضور مییابند و ادعا میكنند كه این خدمات به سفارش آنها بوده
است.
عضو شورای مركزی كمیته امداد امام خمینی(ره) هشدار داده است كه با مدیرانی كه بخواهند از موقعیت این نهاد مردمی به نفع گروهها یا اشخاص خاصی استفاده كنند، بصورت جدی برخورد خواهد شد. انواری گفت: این نهاد، مددجویان و خانوادههای زیر پوشش خود را برای حضور پرشور در انتخابات آتی مجلس تشویق خواهد كرد؛ اما اینكه آنها به چه كسی رأی دهند، از وظایف این نهاد خارج است و از لحاظ شرعی و قانونی مجاز به حمایت از هیچكس در انتخابات نیست. به گفته سرپرست كمیته امداد امام خمینی(ره)، حدود چهار نفر از مدیران این نهاد، به منظور شركت در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی پیش از این استعفا دادهاند.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 21:18  توسط اردشیر خلیلی
|
+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۰ساعت 20:57  توسط اردشیر خلیلی
|
با سلام
احتراما به اطلاع شما دوستان محترم مي رساند كه اينجانب اردشير خليلي اردلي يك معلم با 25 سال خدمت به نسل جوان ودانش اموزان استان چهارمحال وبختياري بوده پس از تحقيقات زياد پيرامون انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي ايران از بين كانديداي موجود در صحنه انتخابات در حوزه شهرستان اردل وفارسان وكيار وكوهرهنگ اقاي دكتر حميد رضا عزيزي فارساني بهترين مورد براي حضور در مجلسي مقتدر در حوزه شهرستان شهركرد اقاي سعيد زماني را بعنوان بهترين گذينه براي وكالت در مجلس نهم به ساير دوستان خودم معرفي مي نمايم واميد وارم كه شما هم در اين انتخاب ما را ياري وكمك نمايد با تشكر از شما كه توانستي يك سري به وبلاك ما سر بزني
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 19:0  توسط اردشیر خلیلی
|
ه ربیع الاول سومین ماه از ماههای قمری و از
ماه های فرخنده برای شیعیان است. حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت ، هجرت
حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت پیامبر اکرم صلی
الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی
الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیهاسلام، آغاز امامت امام مهدی
علیه السلام، عیدالزهرا و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این
ماه است.
همچنین غزوه بنی نضیر در سال 4 قمری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، ، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل سیصد هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.
عکس گل
گل های زیبا
زیباترین گل های جهان
بهترین گل ها
گل
عکس هایی از گل
دسته گل
دسته گل های بسیار زیبا
زیباترین دسته گل ها
شاخه گل
شاخه گل های زیبا
شاخه گل های زیبا
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 18:48  توسط اردشیر خلیلی
|
همچنین غزوه بنی نضیر در سال 4 قمری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، ، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل سیصد هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 18:41  توسط اردشیر خلیلی
|
اسامی کاندیداهای ثبت نامی در حوزه
اردل،فارسان،کیار وکوهرنگ
در
حوزه وسیع اردل،فارسان، کیار و کوهرنگ تنها 13 نفر برای رقابت در انتخابات
مجلس نهم ثبت نام کرد.
1- شریف اسدی آلیکوهی- پاسدار بازنشسته 2- علی پوسف پور ناغانی- نماینده مجلس در دوره های سوم ، چهارم و پنجم ،آخرین مسئولیت سرپرست وزارت رفاه در دولت نهم 3- علی فروزنده جونقانی - مدیر کل سابق تعاون استان چهارمحال و بختیاری 4- داود طاهری- پاسدار بازنشسته 5-نور الله حیدری - نماینده فعلی 6- دلاور نجفی- معاون سابق محیط زیست کشور 7- علی (فرهاد) رحیم پور- مدرس دانشگاه 8- حمید رضا عزیزی فارسانی - پزشک ، استاد دانشگاه 9- دلشاد جهانبخشی - کارمند جهاد کشاورزی 10- علی حیدری - استاد دانشگاه 11-داوود حیدری پبدنی - فرهنگی 12- خدابخش بهرامی - 13- عباس جزایری پردنجانی
برچسب ها :
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 18:1  توسط اردشیر خلیلی
|
رين امام رضا (ع) به
خاطر ريختن آبروى مؤمن
برچسب ها :
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 17:57  توسط اردشیر خلیلی
|
داریم از هم میپاشیم، لطفا یک نفر به ما
توهین کند !
گاهگاهی در بعضی از محافل عمومی در گسترهی مناطق لر نشین، خواسته و ناخواسته، مباحث نامناسب درون قومی و دور از شأن مردمان این جامعه ی بزرگ و ریشه دار، مطرح میشود. ظاهراً رنگ و بوی این «مقاولات بلاطائل» بیشتر در رسانه ها و محافل جغرافیای لرستان و بختیاری شدیدتر است. انگاری همه ی مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، علمی و ... این قوم حل شده اند و از شدت سیری و بی دردی غش کرده ایم و دیگر هیچ مشکلی نداریم؛ الّا همین که چه فرقی بین لر و بختیاری هست!؟
وحید خلیلی اردلی_(vavkhalili.com) کار را به جایی رساندهاند که امثال نگارندهی حقیر همین سطور که هر جا دلش میخواست مینوشت «لـر» و هر دوست داشت مینوشت «بختیاری»، حالا باید برگردد نوشتهاش را وارسی کند تا مبادا گرفتار نیش و نوش هم تباران نازک دلش گردد که از بیدردی، خط کش برداشتهاند تا مرز میان بختیاری و لری را مشخص نمایند! معلوم است که کسانی که عامدانه به این موضوع دامن میزنند یا «غم نام» دارند یا «غم نان». اما ای من به قربان تنور داغ و پر حرارت و دیرسال این قوم کهن، که نان همه گون شاطر و شاطرنما را گرم میکند و به روی خود هم نمیآورد. دامن زدن به اختلافات بیاساس درون قومی که متأسفانه با رنگ و لعاب دلسوزی و افادههای مسخرهی روشنفکری مطرح میشود، به هیچ روی مورد پسند دلسوزان واقعی لـر زبان نیست. این سخیف سخنان، نه تنها دردی از هیچ کس درمان نمیکند که تخم نفاق و بددلی میپراکند. آیا براستی چنین نگاههای نپالودهای، از ویژگیهای عصر ارتباطات است؟ آیا دامن زدن به این گونه حرفهای بیاساس و فرصتسوز، راهی جلوی پای اقوام میگذارد تا در دنیای سبقت و سرعت عصر اینترنت و فضا موفقتر باشند؟ آیا روزگاری که دانشهای نوین «نانو و بیو تکنولوژی» دارد جهان را دیگرگونه میکند، پرداختن به چنین گفتمان ناصوابی، مخاطبان نجیب لر زبان را به پیش می برد؟ البته که تحقیق و مداقّهی جامعهشناختی و قوم پژوهشی برای شناختن دقیق تبارنامهی لرها و طوایف گوناگون، کاری بایسته و شایسته است؛ اما جای چنین مباحث مهمی، پیشانی رسانههای عمومی و محافل غیر تخصصی نیست. این بحث واند در یک همایش یا در یک مقاله و کتاب پژوهشی مستقلی مورد واکاوی و غورسی علمی قرار گیرد و برون دادِ آن هم به گوش مخاطبان برسد. نخستین پیامد ناگوار این گفتمان تلخ این است که از این بعد صرافت میافتند که خوب، حالا پس از اینکه حوزهی بختیاری و لر و لک و... مشخص شد، به عنوان مثال، وقتی میگوییم بختیاری، کدام منطقه مورد نظر است خوزستان، اصفهان یا چهارمحال و بختیاری، و لابد پس از آن، بحث محلهها و بعد کوچهها و بعد اصل و نسب و ... باید به میان آید. یا اگر دوباره مثل سالهای قبل، مجلهای، روزنامهای، تلوزیونی، چیزی ! پیدا شد و به غفلت، قوممان را مورد بیمهری قرار داد، باید کسی از لرستان یا بختیاری، اول ذره بین بگذارد ببیند دقیقا این توهین یا غلفت، کدام استان را مورد نظر داشته، کدام شعبهی قومی را هدف گرفته، بعد بیاید و اعلام موضع کند! و این، یعنی اینکه به مدد رسانهها و مجالسمان جلوتر که نیامیدم هیچ، داریم به شدت به سمت دو دلی و نامهربانی پرتاب می شویم. چو تو خود اختر خویش را بد / مدار از فلک چشم نیک اختری را ( ناصر خسرو) خدا را شکر که قوم ما درختی شاداب و کهن سال از درخستان ثمرور و سایهدار پارسی است، و هیچ کس حق ندارد دانسته و ندانسته ، به پژمردن شاخ و برگ این کهن قوم، دست زند. مهربانی و دوستی و درستی از میوههای درخت بیبخل این تبارند، اجازه ندهیم ، رونق میوهها از این باغ بیفتد. براین اساس، این بندهی کمترین، از تمامی اهل قلم و سخن تقاضا دارم که از این گفتگوهای بیحاصل و مجادلههابی بلاطائل دست بردارند و در پی پیش برد همه جانبهی سرزمینشان باشند. این سلسله همروییها، حاصلی جز تلف کردن وقت خود و وقت مردم و نیز آسمان به ریسمان بافتن، ندارد. آمال و آرزوی همهی ما یکسیت و تفاوت لهجهها و مرزها نباید باعث گردند تا خدایی ناکرده، کینه و نامهربانی رونق گیرد و صمیمت و همدلی رنگ بازد. گویی عادت کردیم وقتی توهینمان میکنند دور هم جمع شویم؛ این، نه تنها عادت خوبی نیست که خود را در معرض تیر شکارچی انداختن است. نباید کاری کنیم که دلمان برای روزهایی تنگ شود که از یک پایگاه ناشی و نپختهای سنگی به سمتمان پرتاب میشد و همه ما را دور هم جمع میکرد! و حالا باید التماس کنیم تا یک نفر به ما توهین کند زیرا داریم از هم میپاشیم! هر انسان آزادهای باید اتحاد و یک دلی را ترویج کند که : «هم دلی از همزبانی خوشتر است» و همگان باید مراقب خطرات این ماجراها باشند. البته در این بین،بنده دیدم و شنیدم که همین مباحث از زبان افرادی هم مطرح میشود که در صداقت و دانش و توجهشان به این تبار بزرگ هیچ تردیدی نیست؛ اما ناخواسته به دامن چنین مباحثی می افتند و خود را گرفتار مینمایند. آب را باید از سربند بست تا خدایی ناکرده رخنهها، سیلآسا نشوند و به دشتهای امید و صفا و همدلی لرهای سراسر کشور آسیب نزنند. سعدی بزرگ میفرمایند: ای سلیم آب ز سرچشمه ببند / که چو پر شد نتوان بستن جوی امیدوارم این هشدار دوستانه و برادرانه پایانی بر این رودر رویی ناشایست باشد. سخن را با هشدار و تکرار نغمه ای فرهنگ مدار از نغمه پرداز نامدار ایل ،بهمن علاء الدین، به پایان می برم: بوین حالا دست به یک دادن جون سی یک دادن چندی آسونه بوین حالا وقتی وا یک بویم روندن دشمن چندی آسونه
+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن ۱۳۹۰ساعت 15:34  توسط اردشیر خلیلی
|
|