|
و در چهره ی او می نگریستی که، اگر چه بسیار زیباتر، اما چهره ای چون من و
تو داشت؛ دو چشم داشت و دو گوش و دو بینی و مِنخرین و دهان و سر و گردن و
پا و دست. و آن غفلتی که ملازم با حیات عقلانی است، اجازه نمی داد تا
دریابی که چشم در «مظهر اسم روح الله» دوخته ای؛ به حقیقت و نه بر
مجاز.....
غفلتی لاعلاج تو را در بر گرفته است و رهایت نمی کند؛ زمان و مکان و مشتی اعتبارات ما و منی. و هر چه تلاش می کنی به که به قلبت برسانی :«چه نشسته ای؟! این خود اوست، دست در دامنش کن و فنا شو در وجود او که فانی فی الذات است؛ یا الله بجنب!» و آن همه در غفلت ماندیم تا اجلش سر رسید و بساط ظهورِ شخصی «اسم روح الله» از جهان فانی بر چیده شد و در عالمِ سایه ها، سایه ای از او بر جای نماند جز مشتی یاد و یادگار... و حالا ما قصد کرده ایم از زیر و رو کردن این یادگارها پی به حقیقت وجودی ببریم که روزی در میانمان بود، با ما سخن می گفت و چشم در چشمانمان می نگریست و در نیافتیم که این مسافر، «عرشی» است و یک دو منزل نزول یافته تا ما خاک نشینان را به عرش بخواند و دیر یا زود باز خواهد گشت...
منبع: کتاب فردایی دیگر ادامه دارد.... -------------------------------------------------------------
به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است سهراب سپهری
برچسبها: امام روح الله, امام خمینی, دهه فجر, انقلاب, شهید, شهادت, شهدا, 22بهمن, شهید آوینی, امام خامنه ای, رهبر انقلاب, فردایی دیگر, حضرت محمد, ص, امام صادق, ع لينک مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ساعت 22:24  توسط اردشیر خلیلی
|
|