نقش های متعدد معلم
 
سال هاست که عده ای از دانشمندان تدریس را هنر می دانند و اساس مدرس بودن را در حالاتی نظیر شهود، بصیرت، استعداد خدادادی و خلاقیت دانسته اند و بر این عقیده اند تا زمانی که فردی این شرایط را نداشته باشد، نمی تواند یک معلم موفق باشد.
اما برخی اعتقاد دارند که معلمی علمی است که می توان اصول آن را پس از طی مدارجی کسب کرد و در کلاس درس به مرحله ی اجرا گذاشت. 
 
 

عده ای دیگر از مربیان تعلیم و تربیت نظر سومی ارائه می دهند و معتقدند که معلمی، صرفاً نه علم است و نه هنر. بلکه حاصل و ترکیبی از آن دو است و معلم از علم خود برای انتخاب مواد آموزشی و از هنر خود برای نحوه تدریس آن مواد استفاده می کند و به نظر می رسد نظر سوم به صواب نزدیک تر باشد.

 

در این جا به نقش های متعددی که یک معلم موفق می تواند ایفا کند، اشاره می شود:

 

1. معلم به عنوان کارشناس آموزشی
معلم باید در مورد مواد و موضوعات آموزشی، و همچنین در مورد شیوه های تدریس آن ها تصمیم گیری کند. این تصمیمات بر پایه ی عواملی چون موضوع مواد آموزشی، توانایی ها، نیاز های دانش آموزان و تمام اهداف آموزشی که باید به آن ها دست یافت گرفته می شود. در طول هفته صد ها تصمیم به ذهن معلم خطور می کند که انتظار دارد برای آن ها جواب مناسبی پیدا کند. به عنوان مثال: در کلاس دوم ابتدایی کدام روش برای آموزش جمع و تفریق مناسب است؟ یا چگونه می توان به کودک پایه ی اول ابتدایی که هنوز مهارت کافی در نوشتن پیدا نکرده است نوشتن خلاق را آموزش داد؟

 

2. معلم به عنوان یک عامل بر انگیختگی
 معمولاً معلمان از خود سؤال می کنند که چگونه می توانند دانش آموزان را به صورت فعال در مسائل یادگیری درگیر کنند؟ بسیاری از اعمال معلم در بر انگیختن دانش آموزان و ارتقا دادن سطح فکر آن ها مؤثر است.

 

3. معلم به عنوان مدیر کلاس
پژوهش ها نشان می دهد که بسیاری از معلمان دوره ی ابتدایی فقط 20 تا 30 درصد اوقات خود را صرف تدریس کلامی مستقیم با دانش آموزان می کنند و بخش عمده ای از وقت باقی مانده آن ها صرف مدیریت کلاس می شود، گر چه تدریس در دوره دبیرستان سهم بیشتری را به خود اختصاص می دهد. مدیریت معلم شامل: سرپرستی فعالیت های کلاسی، ترتیب دروس، تکمیل فرم ها، ملاقات با والدین، آماده کردن آزمون ها و نگهداری پرونده هاست.

از معلم به عنوان مدیر انتظار می رود که کاهش دهنده اضطراب، ایجاد کننده ی هدف برای احساسات دوستانه و احترام آمیز باشد.

 

4. معلم به عنوان مشاور
 اگر چه نمی توان از معلمان انتظار داشت که به طور کامل مانند مشاور راهنما عمل کنند، ولی باید نسبت به رفتار دانش آموزان احساس مسئولیت داشته باشند. زمانی که احساسات دانش آموزان مانعی برای یادگیری آن هاست باید پاسخی اساسی و کار ساز بدهند. این انتظار می رود که معلمان انواع خاصی از آزمون های استاندارد هوشی پیشرفت تحصیلی و آزمون های علایق را به کار گیرند و نتایج حاصله را تعبیر و تفسیر کنند و به اطلاع دانش آموز و والدین او برسانند.

 

5. معلم به عنوان مهندس محیط
 زمانی که درباره ی تدریس فکر می کنید، اصطلاح مهندسی محیط  کمی دور از ذهن می نماید. اما باید اذعان کرد که هنوز هم فضای کلاس عامل مؤثری در کمک به یادگیری است و یا مانعی در راه آن به شمار می آید. معلم می تواند تغییرات جزئی یا کلی در فضای کلاس به وجود آورد مانند: نصب پوستر، تغییر دادن نحوه نشستن دانش آموزان، قفسه بندی دیوار ها و....

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند ۱۳۸۹ساعت 11:24  توسط اردشیر خلیلی  | 
تصاویردیدنی از زیباترین استان ایران  چهارمحال و بختیاری

 بختیاری   

بختیاری

بختیاری

بختیاری

بختیاری

1

2

3

4

5

6

7

9

10

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند ۱۳۸۹ساعت 11:5  توسط اردشیر خلیلی  | 
ترانه هاي عاميانه با احتياج هنري ملت تطبيق مي كند حس هنر و زيبايي انحصار طبقات عالي تربيت شده نيست، نابغه اي ساده نيز وجود دارد كه در محيط هاي ابتدايي تولد يافته احساسات خود را بي تكلف و با تشبيهات ساده به شكل آهنگ ها و ترانه هاي عاميانه بيان مي كند. گاهي به قدري ماهرانه از عهده اين كار برمي آيند كه اثر آنها جاوداني مي شود. اين نابغه هاي گمنام مؤلفين ترانه هاي عاميانه مي باشند.
به هر حال ترانه هاي محلي اولين پايه تجربي موسيقي هر كشور به شمار مي روند. غم ها، شادي ها، شكست ها، پيروزي ها، قهرمانان و شخصيت هاي برجسته مردم به اين موسيقي راه مي يابد. از اين رو از ارزش هاي ويژه اي برخوردارند. به عبارت ديگر سرمايه اصلي موسيقي يك كشور نغمه هاي بومي و محلي آن كشور است. البته اين بدان معني نيست كه موسيقي يك ملت تنها نغمه هاي محلي آنست ولي هيچگاه از آن بدور نيست ،زيرا زبان و روحيه يك ملت به شمار مي رود و خلاصه آن كه ترانه و آواز مهمترين گونه موسيقي است كه معرف و بيانگر فرهنگ و خلق و خوي و روحيه ويژه هر قوم و ملتي مي باشد. بايد دانست نوازندگان روستايي آثار خود را با سازهايي كه از انواع ني و زه و موي اسب و پوست جانوران ساخته شده اجرا مي كنند و بيشتر آثارشان از مايه شور سرچشمه مي گيرد و نكته ديگر آن كه ترانه هاي بومي در ايران از نظر فرم موسيقي به اشكال زير است:
* ترانه هاي بومي آوازي كه به صورت دسته جمعي يا انفرادي خوانده مي شوند.
* رقص هاي محلي سازي، كه با سازهاي محلي اجرا مي شوند
اما ترانه ها از منظر موضوع نيز اقسامي دارند:
۱- ترانه هاي مخصوص تشريفات مختلف مانند (نوروز- جشن ها و تولدها)، ۲- ترانه هاي حرفه اي كار، ۳-ترانه هاي قهرماني و حماسي، ۴- ترانه هاي عاشقانه، ۵- ترانه هاي توصيفي، ۶- ترانه هاي مذهبي، ۷- ترانه هاي سوگواري، ۸- ترانه هاي كودكان و لالايي ها. و بايد اشاره كرد هر گوشه ايران برحسب شرايط فرهنگي، قومي، محلي و جغرافيايي موسيقي و ترانه هاي مخصوص بخود دارد مانند موسيقي آذري، كردي، خراساني، گيلاني، مازندراني، تركمني، سيستاني، بندري، لري و غيره و از ميان انواع فوق به طور مثال به بيان موسيقي لري مي پردازيم.
قوم لر كه در چند استان به اشكال مختلف حضور دارند به دوسته تقسيم مي شوند. لر بزرگ و لر كوچك. لر بزرگ به بختياري ها مي گويند و لر كوچك به اهالي استان لرستان اطلاق مي شود. اينك به طور مشخص به موسيقي و ترانه هاي محلي آنان اشاره خواهيم كرد.
موسيقي و ترانه در لرستان
موسيقي در لرستان مانند ديگر جوامع ايلي از اهميت و نقش بسزايي برخوردار است. در سوگواريها، عروسي و پايكوبي ها، در ناف بري* فرزندان، مراسم مذهبي، دوشيدن شير گوسفندان و گاوان تا كار طاقت فرسا و دشوار دروگري و جنگ آوري هاي دلاوران تماماً بر موسيقي استوار است. مردم لرستان ا صولاً بر اين باورند كه سرود خواندن در كارهاي دسته جمعي باعث تقويتشان دركار مي شود از اين رو هنگام كار گروهي به خواندن مي پردازند. در برداشت محصول آهنگها و ريتم هاي ويژه اي دارند مانند دوره دوره. اين آهنگ ها ساز ويژه اي ندارد. در عروسي ها و شادماني ها ساز مي زنند و رقص گروهي خواهند داشت. در مراسم سوگواري، حركت ايل، شكار، رجزخواني در جنگ ها شب نشيني ها زير سياه چادرها از موسيقي خاص خود بهره مي گيرند و اما سازهاي متداول در لرستان به سه دسته تقسيم مي شوند: زهي، بادي وضربي. سازهاي زهي مانند كمانچه و تنبور، سازهاي بادي مانند دوزله و سرنا و سازهاي ضربي مانند تنبك يا تمك و دهل.
اصولاً ترانه هاي لري به دو دسته تقسيم مي شوند: نخست ترانه هاي بسيار قديمي كه ساخته و پرداخته ذوق و تفكر سالم صحرانشينان گمنامي است كه خالق اين الحان و آهنگ ها معلوم نيست و از نسل ها سينه به سينه به يادگار مانده است. دسته دوم ترانه هايي است كه به وسيله اشخاص و مخصوصاً نوازندگان محلي خلق و ابداع گرديده است. بعضي از اين آهنگ ها با اين كه فاقد تواني منظم از نظر پرده و نيم پرده و فراز مي باشند لكن از نظر آهنگ ها و فطرت آهنگين قابل توجه اند. از ترانه هاي قديمي و دلكشي كه آوازه آن مرزهاي لرستان را درنورديده و در اكثر شهرهاي ايران هم هوا خواهان بسيار دارد، آهنگ معروف «دايه دايه» است كه از ترانه هاي حماسي و پرشور مي باشد و يادآور جنگ ها و شجاعت هاي قوم لر است.
مايه اين آهنگ در ماهور گام RE ماژور و پايه و ريتم آن شش هشتم است. دومين ترانه مشهور و زيبا و حماسي لرستانيها ترانه ايست كه با آري قدم خير شروع مي شود. قدم خير نام زنيست شجاع و بي باك كه به شكل حمايل قطار تير مي بست و تفنگ برمي داشت و در كنار برادران و همرزمانش بگاه ضرورت مي جنگيد. از چهره او عكسي نيز در كتابي به نام لرستان وجود است.
و اما موسيقي و ترانه هاي بختياري
در سرزمين بختياري اهميت نغمه هاي محلي در اشعار آنست البته اين سخن بدان معنا نيست كه آهنگ هاي محلي آن قلمرو ديدني، اهميت چنداني ندارند بلكه اشعار محلي و بومي آنجا از اهميت فراوانتري برخوردارند. اساساً موسيقي بختياري به دو بخش عمده تقسيم مي شود.اول موسيقي شاديار و دوم موسيقي چپ يا موسيقي سوگواري. به نوازندگان و سرايندگان در هر دو قلمرو بختياري و لرستان توشمال مي گويند كه از لحاظ طبقات اجتماعي در ايل از جايگاه والايي برخوردارند. آنها نوازندگان محلي، پيامگذار و راويان تاريخ نگاشته نشده اين مرز و بوم هستند كه با ساز و آواز خويش تاريخ مردم و سرزمين خود را از نسلي به نسل ديگر انتقال مي دهند. سرود توشمال ها انگيزه اي ژرف دارد و تنها از روي تفنن سرچشمه نمي گيرد. از باب اطلاع بايد اشاره كرد سازهاي بختياري محدود مي شود به كرنا و سرنا و دهل بزرگ و دهل كوچك. كرنا و سرنا و دهل كوچك و بزرگ در عروسي ها مورد استفاده گروه موسيقي يا همان توشمال ها قرار مي گيرد. اما در مراسم عزاداري كه بختياري ها به آن توشمال چپي مي گويند از سرنا و دهل كوچك استفاده مي كنند. دركتب مورد تحقيق آمده است آهنگ عزاداري زنان بختياري بيشتر به آهنگي شبيه است كه در كليساها اجرا مي شود. چگونه اين قرابت شگفت بين آهنگ هاي محلي بختياري و كر موسيقي ارامنه و آسوري وجود دارد معلوم نيست در حالي كه مناطق بختياري به علت كوهستاني بودن ارتباط چنداني با مناطق ديگر نداشتند حتي اقوام مهاجم نمي توانستند به كوهستانهاي آنجا راه يابند. به هر حال درعروسي بختياري ها البته ترانه هاي مختلفي خوانده مي شود از ميان آن ترانه ها ترانه آهاي گل مشهورتر است نام برخي ديگر از ترانه هاي معروف ايل بختياري عبارتند از: دي بلال، شيرعلي مردان، دختر بويراحمدي، شاهبانو، شليل، دست به دستمالم نزن، گل صحرا، داغ گل، تيناي ناي و غيره.
جالب است بدانيد در مراسم عروسي، مردان و زنان در يك حركت و چرخش دسته جمعي كه به آن دستمال بازي مي گويند مشاركت دارند البته تركه بازي يا چوب بازي يك بازي مردانه است و نياز به دو طرف دارد. در بختياري واژه رقص كمتر به كار مي رود. حركت هاي شاد و شادمانه آنها به نام دستمال بازي و چوب بازي نام برده مي شود و بختياري ها كه مقيم شهرند گاه ديده شده چون در مراسم عزاداري هاي خود به توشمال چپي دسترسي ندارند، از كاست هايي كه روي آنها آهنگ هاي غمناك لري ضبط شده نيز استفاده مي كنند. اين ترانه ها بسيار حزن آور است و مراسم عزاداري را بسيار تأثرانگيزتر مي كنند. به هر حال تا زماني كه با گويش بختياري آشنا نباشي و مفاهيم ابيات اين ترانه ها را درك نكني تأثير اين آهنگ ها برايت چندان قابل حس نيست.
البته آهنگ اين ترانه ها هم حتي بي كلام نيز بسيار غمبار و اشك آور است و زنان لر بختياري گاه چندان در غم سنگين عزيزان خود دچار حالت تلخ و دردآوري مي شوند كه چنگ بر چهره مي كشند يا گيسوي خود را مي برند. همين قدر بدانيد تحمل ديدن اين صحنه ها بسيار مشكل است.
* وقتي دختري را از بدو تولد براي پسري خواستگاري مي كنند به اين مراسم شادي، مراسم ناف بري مي گويند. گويا بوشهري ها هم چنين مراسمي داشته اند.


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند ۱۳۸۹ساعت 10:38  توسط اردشیر خلیلی  | 
ترانه های محلی اولین پایه تجربی موسیقی
موسیقی و ترانه در لرستان
موسیقی در لرستان مانند دیگر جوامع ایلی از اهمیت و نقش بسزایی برخوردار است. در سوگواریها، عروسی و پایكوبی ها، در ناف بری* فرزندان، مراسم مذهبی، دوشیدن شیر گوسفندان و گاوان تا كار طاقت فرسا و دشوار دروگری و جنگ آوری های دلاوران تماماً بر موسیقی استوار است. مردم لرستان ا صولاً بر این باورند كه سرود خواندن در كارهای دسته جمعی باعث تقویتشان دركار می شود از این رو هنگام كار گروهی به خواندن می پردازند. در برداشت محصول آهنگها و ریتم های ویژه ای دارند مانند دوره دوره. این آهنگ ها ساز ویژه ای ندارد. در عروسی ها و شادمانی ها ساز می زنند و رقص گروهی خواهند داشت. در مراسم سوگواری، حركت ایل، شكار، رجزخوانی در جنگ ها شب نشینی ها زیر سیاه چادرها از موسیقی خاص خود بهره می گیرند و اما سازهای متداول در لرستان به سه دسته تقسیم می شوند: زهی، بادی وضربی. سازهای زهی مانند كمانچه و تنبور، سازهای بادی مانند دوزله و سرنا و سازهای ضربی مانند تنبك یا تمك و دهل. اصولاً ترانه های لری به دو دسته تقسیم می شوند: نخست ترانه های بسیار قدیمی كه ساخته و پرداخته ذوق و تفكر سالم صحرانشینان گمنامی است كه خالق این الحان و آهنگ ها معلوم نیست و از نسل ها سینه به سینه به یادگار مانده است. دسته دوم ترانه هایی است كه به وسیله اشخاص و مخصوصاً نوازندگان محلی خلق و ابداع گردیده است. بعضی از این آهنگ ها با این كه فاقد توانی منظم از نظر پرده و نیم پرده و فراز می باشند لكن از نظر آهنگ ها و فطرت آهنگین قابل توجه اند. از ترانه های قدیمی و دلكشی كه آوازه آن مرزهای لرستان را درنوردیده و در اكثر شهرهای ایران هم هوا خواهان بسیار دارد، آهنگ معروف «دایه دایه» است كه از ترانه های حماسی و پرشور می باشد و یادآور جنگ ها و شجاعت های قوم لر است. مایه این آهنگ در ماهور گام re ماژور و پایه و ریتم آن شش هشتم است. دومین ترانه مشهور و زیبا و حماسی لرستانیها ترانه ایست كه با آری قدم خیر شروع می شود. قدم خیر نام زنیست شجاع و بی باك كه به شكل حمایل قطار تیر می بست و تفنگ برمی داشت و در كنار برادران و همرزمانش بگاه ضرورت می جنگید. از چهره او عكسی نیز در كتابی به نام لرستان وجود است.
و اما موسیقی و ترانه های بختیاری
در سرزمین بختیاری اهمیت نغمه های محلی در اشعار آنست البته این سخن بدان معنا نیست كه آهنگ های محلی آن قلمرو دیدنی، اهمیت چندانی ندارند بلكه اشعار محلی و بومی آنجا از اهمیت فراوانتری برخوردارند. اساساً موسیقی بختیاری به دو بخش عمده تقسیم می شود.اول موسیقی شادیار و دوم موسیقی چپ یا موسیقی سوگواری. به نوازندگان و سرایندگان در هر دو قلمرو بختیاری و لرستان توشمال می گویند كه از لحاظ طبقات اجتماعی در ایل از جایگاه والایی برخوردارند. آنها نوازندگان محلی، پیامگذار و راویان تاریخ نگاشته نشده این مرز و بوم هستند كه با ساز و آواز خویش تاریخ مردم و سرزمین خود را از نسلی به نسل دیگر انتقال می دهند. سرود توشمال ها انگیزه ای ژرف دارد و تنها از روی تفنن سرچشمه نمی گیرد. از باب اطلاع باید اشاره كرد سازهای بختیاری محدود می شود به كرنا و سرنا و دهل بزرگ و دهل كوچك. كرنا و سرنا و دهل كوچك و بزرگ در عروسی ها مورد استفاده گروه موسیقی یا همان توشمال ها قرار می گیرد. اما در مراسم عزاداری كه بختیاری ها به آن توشمال چپی می گویند از سرنا و دهل كوچك استفاده می كنند. دركتب مورد تحقیق آمده است آهنگ عزاداری زنان بختیاری بیشتر به آهنگی شبیه است كه در كلیساها اجرا می شود. چگونه این قرابت شگفت بین آهنگ های محلی بختیاری و كر موسیقی ارامنه و آسوری وجود دارد معلوم نیست در حالی كه مناطق بختیاری به علت كوهستانی بودن ارتباط چندانی با مناطق دیگر نداشتند حتی اقوام مهاجم نمی توانستند به كوهستانهای آنجا راه یابند. به هر حال درعروسی بختیاری ها البته ترانه های مختلفی خوانده می شود از میان آن ترانه ها ترانه آهای گل مشهورتر است نام برخی دیگر از ترانه های معروف ایل بختیاری عبارتند از: دی بلال، شیرعلی مردان، دختر بویراحمدی، شاهبانو، شلیل، دست به دستمالم نزن، گل صحرا، داغ گل، تینای نای و غیره.
جالب است بدانید در مراسم عروسی، مردان و زنان در یك حركت و چرخش دسته جمعی كه به آن دستمال بازی می گویند مشاركت دارند البته تركه بازی یا چوب بازی یك بازی مردانه است و نیاز به دو طرف دارد. در بختیاری واژه رقص كمتر به كار می رود. حركت های شاد و شادمانه آنها به نام دستمال بازی و چوب بازی نام برده می شود و بختیاری ها كه مقیم شهرند گاه دیده شده چون در مراسم عزاداری های خود به توشمال چپی دسترسی ندارند، از كاست هایی كه روی آنها آهنگ های غمناك لری ضبط شده نیز استفاده می كنند. این ترانه ها بسیار حزن آور است و مراسم عزاداری را بسیار تأثرانگیزتر می كنند. به هر حال تا زمانی كه با گویش بختیاری آشنا نباشی و مفاهیم ابیات این ترانه ها را درك نكنی تأثیر این آهنگ ها برایت چندان قابل حس نیست. البته آهنگ این ترانه ها هم حتی بی كلام نیز بسیار غمبار و اشك آور است و زنان لر بختیاری گاه چندان در غم سنگین عزیزان خود دچار حالت تلخ و دردآوری می شوند كه چنگ بر چهره می كشند یا گیسوی خود را می برند. همین قدر بدانید تحمل دیدن این صحنه ها بسیار مشكل است.
* وقتی دختری را از بدو تولد برای پسری خواستگاری می كنند به این مراسم شادی، مراسم ناف بری می گویند. گویا بوشهری ها هم چنین مراسمی داشته اند.
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند ۱۳۸۹ساعت 10:23  توسط اردشیر خلیلی  |